<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://farzaderfani.loxblog.com</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com</link>
<description>بانک اطلاعات:علمی، فرهنگی، اجتماعی ،تاریخی، تفریحی وخبری</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>g</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/g</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/g</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;kdkdkfkfkfdkfkdffffffffffffffffffffff]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقش معلم در فرآیند آموزش و پرورش</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/نقش-معلم-در-فرآیند-آموزش-و-پرورش</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/نقش-معلم-در-فرآیند-آموزش-و-پرورش</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نخستین صفت یک معلم شایسته، مسلط بودن به رشته&zwnj;ای است که درس می&zwnj;دهد و دانش و آگاهی او رابطهء مستقیم با موفقیت او دارد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
یکی از اساسی&zwnj;ترین مولفه&zwnj;های تعلیم و تربیت، معلم است. اگر فرآیند آموزش و پرورش را به کاروانی تشبیه کنیم، بدون شک معلم قافله&zwnj;سالار این کاروان است. اگر این قافله&zwnj;سالار تمام خم و پیچ&zwnj;ها و نشیب و فرازهای مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه خواهد برد. پس اگر معلم در وظیفه&zwnj;اش اغفال کند، نه&zwnj;تنها اهداف تعلیم و تربیت محقق نمی&zwnj;شود که آموزش و پرورش ماهیت خود را از دست می&zwnj;دهد. 
نخستین صفت یک معلم شایسته، مسلط بودن به رشته&zwnj;ای است که درس می&zwnj;دهد و دانش و آگاهی او رابطهء مستقیم با موفقیت او دارد. اگر معلمی این شاخصه را نداشته باشد، امکان بروز چند مشکل وجود دارد: 
الف) برای پوشاندن ضعف خود، اصول را مراعات نمی&zwnj;کند و به پرخاشگری، دیکتاتوری و ایجاد جو رعب و ترس می&zwnj;پردازد; تا شاگردان را از سوال کردن، چون و چرا کردن و ابراز توانایی&zwnj;هایشان منع کند. در این صورت شاگردان در درازمدت انسان&zwnj;هایی خنثی می&zwnj;شوند که نه نظر می&zwnj;دهند، نه سوال می&zwnj;کنند و نه در کارهای گروهی مشارکت. 
ب) اشتباه درس می&zwnj;دهد و معلومات وارونه و به دور از حقیقت را به شاگردان انتقال می&zwnj;دهد; که در هر دو صورت لطمهء بزرگی به روند آموزش و پرورش می&zwnj;زند.روش&zwnj;مند بودن دیگر نیاز معلم است. گرچه یک سلسله روش&zwnj;های پذیرفته شده در تعلیم و تربیت وجود دارد، اما روش&zwnj;ها متناسب با تحولات باید تغییر کنند و در عین حال، هر معلم موفق روش&zwnj;های مخصوص خود را هم دارد. زیرا او در نتیجهء مواجهه با مسایل آموزشی و تربیتی، تجربه کسب کرده است و می&zwnj;تواند زمینهء رقابت سالم، جست&zwnj;وجو و کنجکاوی و حس تقدم در فعالیت&zwnj;های صنفی را برای فردفرد اعضای صنف خلق کند. معلمی موفق است که وقتی سوالی را در صنف مطرح می&zwnj;کند بیش&zwnj;تر از نصف شاگردان، دست بالا کنند و در حل یا پاسخ سوال یکی بر دیگری سبقت&zwnj;گیرد نه این&zwnj;که کسی حاضر نشود سوال را جواب بگوید. 
طراحی و برنامه&zwnj;ریزی آموزشی، تمرکز آموزش بر یک یا بیش از یک هدف، توسعهء توانایی دانش&zwnj;آموز برای یادگیری دانش، مهارت و تفکر، تلفیق مهارت، محتوا و فرآیند تفکر، پیشنهاد اهدافی که یادگیرنده را تحریک می&zwnj;کند و ارایهء تجارب متناسب با رشد یادگیرندگان از ویژگی&zwnj;های معلم است.همچنین برای ایجاد فضای یادگیری ارتباط در نقش مثبت و حمایت&zwnj;کننده، ایجاد تعامل و توازن محترمانه در کلاس، حساسیت نسبت به تفاوت&zwnj;های علمی، فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی و انعطاف&zwnj;پذیری و تطبیق فرآیند کلاس با مقتضای محیط می&zwnj;تواند راهگشا باشد. 
در اجرا و ادارهء آموزش معلم باید نکاتی چون تبیین استانداردهای اختصاصی، پیوند دانش پیشین دانش&zwnj;آموز با یادگیری، استفاده از راهبردهای چندگانه یادگیری، راهنمایی دانش&zwnj;آموزان در بیان کردن و توضیح دادن نسبت به عملکرد، آسان کردن مهارت&zwnj;های بین فردی، استفاده از چشم&zwnj;انداز مختلف در تطبیق دانش با تجارب یادگیری دانش&zwnj;آموز و استفادهء بهینه از زمان را در نظر بگیرد. 
معلم می&zwnj;تواند برای ارزیابی و ابلاغ نتایج یادگیری به بررسی وضعیت پیشرفت تحصیلی دانش&zwnj;آموزان، ثبت و بررسی فرآیند آموزش در دفاتر مربوطه، استفاده از ارزشیابی و منابع اطلاعاتی چندگانه، ترغیب دانش&zwnj;&zwnj;آموز به خودسنجی با ملاک&zwnj;های مقرر و توجه به عملکرد بعدی و اهتمام به ارزشیابی فرآیندی و به کارگیری ابزارهایی چون پوشهء &zwnj;کار، چک&zwnj;لیست، آزمون عملکردی و... وقت داشته باشد، تقویت میل به مطالعه و کتابخوانی در دانش&zwnj;آموز، تحلیل فردی و جمعی تاثیر تجارب یادگیری و ارزیابی میزان اثربخشی آموزش و تحلیل نتایج نیز از راه&zwnj;های تعمیق آموزشی و ارزیابی آن است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقش خلاقيت و نوآوري در پيشرفت دانش آموزان‌</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/نقش-خلاقيت-و-نوآوري-در-پيشرفت-دانش-آموزان</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/نقش-خلاقيت-و-نوآوري-در-پيشرفت-دانش-آموزان</guid>

<description><![CDATA[
انسان&zwnj;ها داراي قوّه خلاقيت هستند؛ برخي در يك زمينه داراي خلاقيت بيشتر و برخي در زمينه&zwnj;اي ديگر. خلاقيت مي&zwnj;تواند توسط معلمان در دانش&zwnj;آموزان شكوفا گشته و يا از بين برود. بنابراين بايد محيط و فضاي مساعدي براي رشد و پرورش قوّه خلاقيت دانش&zwnj;آموزان فراهم آورد.&zwnj; 
مفهوم خلاقيت&zwnj; خلاقيت و نوآوري محرك اصلي تمدن&zwnj;هاست. تلفن، اتومبيل، هواپيما، راديو،&zwnj; تلويزيون، رايانه، الكترونيك، قدرت اتمي و مسافرت&zwnj;هاي فضايي و خلق ادبيات و انواع هنرها و ... نقاط عطفي از اختراعات و اكتشافات و نمودي ارزشمند از تفكر و ذهن خلاق بشر است.  بنابراين، براي پيشرفت در صنعت، اقتصاد، سياست و همه علوم، نيازمند تفكري خلاق و نوآور هستيم؛ خلاقيتي كه در ضمير همه ما نهفته و در نحوه زندگي ما تأثير دارد. تحولات سريع عصر كنوني ما، نيازمند حل مسائل و مشكلات به گونه&zwnj;اي خلاق است. هرچند علم، توسعه و پيشرفت نياز اوليه بشر امروزي است، ولي بايد دانست كه علم به خودي خود، ضامن حل بسياري از مسائل و مشكلات آينده&zwnj;اي كه ما با آن&zwnj;ها مواجه خواهيم شد نيست، تنها نيروي فوق&zwnj;العاده و قدرتمند خلاقيت است كه مي&zwnj;تواند مسائل و مشكلات را به طرز خارق&zwnj;العاده&zwnj;اي از سر راه بشر بردارد. روان&zwnj;شناسان در تعريف خلاقيت متفق&zwnj;القول نيستند و به خلاقيت از زواياي گوناگوني مي&zwnj;نگرند؛ در گذشته محور بحث روان&zwnj;شناسان از خلاقيت &lt;شخص خلاق يا فرايند خلاق&gt; بود. امروزه نيز اگرچه بسياري از انديشمندان به خلاقيت به عنوان يك فرايند مي&zwnj;نگرند، اما تعريف آنان از خلاقيت، مبتني بر ويژگي &lt;مولد بودن&gt; است.&zwnj; شايد به جرات بتوان گفت كه جامع&zwnj;ترين تعريف خلاقيت توسط &lt;گيلفورد&gt; دانشمند آمريكايي عرضه شده است. او خلاقيت را با تفكر واگرا (دست يافتن به رهيافت&zwnj;هاي جديد براي مسائل) در مقابل تفكر همگرا(دست يافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادي كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با ديگران متفاوتند و از عرف و عادت دور شده روش&zwnj;هاي خلاق و جديد را به كار مي&zwnj;برند. برعكس كساني كه از اين خصوصيت برخوردار نيستند، تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي&zwnj;كنند. پس تفكر واگرا يعني دور شدن از يك نقطه مشترك كه همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفكر همگرا يعني نزديك شدن به آن نقطه.&zwnj;
امروزه ثابت شده است كه برخلاف باور بسياري كه ابداع و خلاقيت را خصوصيت ذاتي بعضي افراد مي&zwnj;دانند، اين استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عموميت دارد و مي&zwnj;توان آن را با كاربرد اصول و فنون معين و ايجاد طرز تفكرهاي جديد و ايجاد محيطي مناسب پرورش داد.&zwnj; در چند دهه اخير پژوهش&zwnj;هاي بسياري در زمينه خلاقيت انجام شده است. پژوهش&zwnj;هاي انجام شده در زمينه آموزش خلاقيت، عموماً به اين نتيجه رسيده است كه خلاقيت را هم مي&zwnj;توان آموزش و هم پرورش داد. روشن است كه هر كسي ممكن است در زمينه&zwnj;اي خاص خلاقيت داشته باشد. از هر كسي در هر زمينه نمي&zwnj;توان انتظار خلاقيت و ابتكار داشت. بايد اين بسترها و علايق و زمينه&zwnj;ها را شناسايي كرده و زمينه رشد آن&zwnj;ها را فراهم نمود.&zwnj;  معلم و شيوه&zwnj;هاي پرورش تفكر اخلاق&zwnj; تعليم و تربيت به يك معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحيح در افراد. تقليد از ديگران يا پيروي از تمايلات و عادات، سبب ركود فكري و عجز فرد در برابر مسائل و مشكلات مي شود. امروزه جامعه نيازمند افرادي است كه فكر و خرد را حاكم بر اعمال و افكار خويش قرار مي&zwnj;دهند و مشكلات را به گونه ابتكاري از سر راه خود برمي&zwnj;دارند. اجمالاً وظايف يك معلم در تحقق اين هدف بدين شرح است:&zwnj; * دانش&zwnj;آموزان را به داشتن ايده&zwnj;هاي بكر و نو تشويق نمايد؛ ايده&zwnj;هايي كه كم و بيش براي خود آن&zwnj;ها بكر است. ضمن پذيرش ايده&zwnj;هاي بكر، زمينه ابراز آن&zwnj;ها را فراهم كند. مثلاً، مي&zwnj;توان از دانش&zwnj;آموزان خواست كه به جاي ارائه گزارش ساده از يك كتاب، آن را شخصاً ارزيابي كرده و هر نظري كه درباره آن دارند بيان كنند و يا اين كه فصلي از فصل&zwnj;هاي سال را توصيف كنند به طور كلي، نقاشي&zwnj;هاي آزاد، مقاله&zwnj;نويسي و نگارش داستان&zwnj;هاي كوتاه، زمينه ارائه ايده فرد و تفكر خلاق در دانش&zwnj;آموزان را بهتر فراهم مي&zwnj;كند.&zwnj; * مطالب درسي را به صورت مسأله و معما براي شاگردان طرح كند؛ مطالعه كتاب و يا گوش دادن به سخنان معلم و حفظ كردن حقايق علمي و تاريخي، رشد قوه ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جاي بيان مطالب درسي يا ذكر حقايق علمي، بايد دانش&zwnj;آموزان را به طرح مسائل ترغيب كند.&zwnj; * معلم بايد به دانش&zwnj;آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ايده&zwnj;هاي خود را اعلام كنند و اين ايده&zwnj;ها را روي تخته كلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ايده&zwnj;هاي خود به آنان اجازه دهد كه اين مسائل را نقد و بررسي كرده و مورد آزمايش قرار دهند.&zwnj; شيوه&zwnj;هاي گوناگون تدريس&zwnj; معلم بايد در جريان تدريس و فرايند تعليم و تربيت، شيوه&zwnj;هاي مختلفي را به كار برد؛ از جمله، روش حل مسأله، روش تهيه طرح يا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه&zwnj;هاي گروهي و جمعي متناسب با موضوع و موقعيت درسي.&zwnj; فعال شدن شاگردان در كلاس&zwnj; كلاس&zwnj;هاي درس را مي&zwnj;توان به جاي &lt;معلم محوري&gt; به صورت &lt;فراگير محوري&gt; اداره كرد؛ در كلاس فراگير محوري، دانش&zwnj;آموز در امر يادگيري دخالت مستقيم و اساسي دارد. معلم راه&zwnj;هاي يادگيري را به شاگردان ديكته نمي&zwnj;كند، بلكه شيوه&zwnj;هاي مختلف يادگيري را پيش پاي آنان قرار مي&zwnj;دهد تا با استفاده از نيروي خلاقيت و ابتكار خود مسير و روش يادگيري را جستجو نمايند. به جاي اين كه معلم براي دانش&zwnj;آموزان اطلاعات فراهم كند، بايد آنان را در موقعيتي قرار دهد تا خود به جستجوي اطلاعات بپردازند. معلم در اين شيوه تدريس، راهنماست و نقش ياري&zwnj;دهنده و هدايتگر را ايفا مي&zwnj;كند.&zwnj; استفاده از روش بارش مغزي brain Storming&zwnj; در روش بارش مغزي، پس از اين كه مسأله&zwnj;اي در كلاس ارائه شد، معلم از دانش&zwnj;آموزان مي&zwnj;خواهد تا هر تعداد راه&zwnj;حل را كه مي&zwnj;توانند براي مسأله بنويسند. معلم پيش از ارائه همه راه&zwnj;حل&zwnj;ها به وسيله دانش&zwnj;آموزان، نبايد هيچ&zwnj;گونه اظهارنظري در اين خصوص بنمايد. اين روش، شبيه روش تداعي آزاد است كه در روان&zwnj;كاوي مورد استفاده قرار مي&zwnj;گيرد.&zwnj; ايجاد زمينه تفكر معلم بايد زمينه&zwnj;اي فراهم سازد كه همه دانش&zwnj;آموزان تفكر كنند و بدون نگراني تفكرات خويش را اظهار نمايند. هرچند شاگردان در فرايند تفكر ممكن است اشتباه كنند، اما مهم، تفكر و پرورش فكر &zwnj;است. در اين گونه كلاس&zwnj;ها پاسخ صحيح و غلط شاگرد براي معلم ارزش يكسان خواهد داشت؛ زيرا به هر حال دانش&zwnj;آموز به تفكر واداشته شده است. به عبارت ديگر، بايد به دانش&zwnj;آموزان اجازه داده شود تا اشتباه&zwnj;هايي را مرتكب شوند؛ زيرا ممكن است اشتباه&zwnj;ها به بينش&zwnj;هاي مثمرثمري منتهي شوند. معلم بايد شرايط آموزشي را به گونه&zwnj;اي ترتيب دهد كه شاگردان مطمئن شوند كه اختلاف نظر آنان با معلم مشكلاتي براي آنان نخواهد داشت. به هيچ وجه نبايد انديشه&zwnj;هاي شاگردان را طرد كرد زيرا در اين صورت آنان به تفكر نخواهند پرداخت.  ارتباط با اذهان خلاق  گرچه معلم تا حد زيادي مي&zwnj;تواند ذهن دانش&zwnj;آموز را تحريك كند، اما اين امر كافي نيست. گفتار و كردار هنرمندان، متفكران و رهبران مشهور از مهمترين عوامل مؤثر در تحريك انرژي خلاق در ديگران است.  شاعران، مورخان، سياستمداران و دانشمندان بزرگ، در قرون گذشته، از طريق آثار مكتوب خود با ما سخن مي&zwnj;گويند.  آتش خلاق آنان مي&zwnj;تواند شعله آفرينش&zwnj;&zwnj;گري دانش&zwnj;آموزان را برافروزد و روح اشتياق رقابت را در آنان بدمد. براي پيشگيري از احساس حقارت دانش&zwnj;آموزان در برابر بزرگان، بايد به آنان گفته شود كه انسان&zwnj;هاي بزرگ هم از اول خلاق نبودند، بلكه با تلاش، پشتكار و پرورش اين قوه توانسته&zwnj;اند ابتكارات، نوآوري&zwnj;ها و آفرينندگي را در وجود خود شكوفا سازند. با شناخت نحوه زندگي و مراحل رشد دانش&zwnj;آموزان، مي&zwnj;توان از بروز و پيدايش اين احساس در آنها پيشگيري كرد.  تشويق انديشه&zwnj;ها و پيشرفت&zwnj;هاي بكر و ناب  با پرسش&zwnj;هاي هر چند غيرمتعارف دانش&zwnj;آموزان، بايد برخوردي دقيق و حساب شده داشت؛ اگر دانش&zwnj;آموزي ايده غيرممكني را بيان كرد، به جاي واقع&zwnj;گرايي بايد در اين تخيل دانش&zwnj;آموز وارد شد. مثلاً اگر كودكي بگويد: سگ من كتابي نوشته است، معلم جواب دهد: واقعاً؟! حتماً كتاب به مردم توصيه مي&zwnj;كند كه با سگ&zwnj;ها چگونه رفتار كنند. سپس بچه&zwnj;هاي ديگر مي&zwnj;توانند اظهارنظر كنند كه دنيا در نظر يك سگ ممكن است چگونه باشد و چطور مي&zwnj;شود امور را بهبود بخشيد و...  - بايد به كودكان عملاً نشان داد كه عقايد آنان مورد احترام است.  - انديشه&zwnj;ها و راه&zwnj;حل&zwnj;هاي غيرمعقول براي مسائل را بايد با احترام تلقي كرد. - بايد به آنان فرصت داد تا به طور مستقل ياد بگيرند، آزادانه فكر كنند و به اكتشافات بپردازند.  موانع خلاقيت  موانع خلاقيت را مي&zwnj;توان به سه دسته تقسيم كرد: فردي، اجتماعي و سازماني.  موانع فردي خلاقيت: نداشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شكست، تمايل به همگوني و عدم تمركز ذهني ازمهمترين آنها است. به طور كلي موانع فردي خلاقيت شامل موارد زير است: نداشتن اعتماد به نفس، دلسرد شدن، تأكيد بر عادت&zwnj;هاي پيشين، محافظه&zwnj;كاري، وابستگي و جمود فكري، نبود تمركز ذهني، استفاده نكردن از طرفين مغز، مقاوم نبودن، كمرويي، انعطاف&zwnj;پذير نبودن.  موانع رشد خلاقيت در دانش&zwnj;آموزان  تأكيد زياد بر نمره دانش&zwnj;آموز به عنوان ملاك خوب بودن  روش&zwnj;هاي تدريس سنتي و مبتني بر معلم محوري &zwnj; عدم شناخت معلم نسبت به خلاقيت  نبود حداقل امكانات لازم براي انجام فعاليت&zwnj;هاي خلاق دانش&zwnj;آموزان  اهداف و محتواي كتاب&zwnj;هاي درسي  توجه نكردن به تفاوت&zwnj;هاي فردي دانش&zwnj;آموزان  عدم پذيرش ايده&zwnj;هاي جديد  ارائه تكاليف درسي زياد به دانش&zwnj;آموزان  استهزاء و تمسخر به خاطر ايده يا نظر اشتباه  جهت&zwnj;گيري خلاقيت در سازمان&zwnj;هاي آموزشي  * در اغلب آموزش&zwnj;هاي سنتي، فراگيران فقط در معرض مطالب و مهارت&zwnj;هاي ارائه شده از طرف معلم يا مدير قرار گرفته و مطابق برنامه از پيش تعيين شده حتي در جزئيات به پيش مي&zwnj;روند. در آموزش خلاقانه، فراگيرنده خود نقش فعال ايفا كرده و مربي به جز در كليات و جهت اصلي آموزش، نقش تعيين&zwnj;كننده&zwnj;اي ندارد.  * برنامه&zwnj;هاي آموزش و محتواي مطالب حتي&zwnj;الامكان بايد موجب رشد و توسعه تفكر واگرا به جاي تفكر همگرا در فراگيران شود.  * شناخت علائق و انگيزه عاطفي و غيرعاطفي هر يك از فراگيران براي پيشبرد امر آموزشي ضروري است.  * مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله از آموزش و پرورش فراگيرندگان بايد كاربردي ملموس و عملي در زندگي و كار فرد داشته باشد.  * اميد به آينده و ايمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش و استمرار نصيب فراگير خواهد شد بايد در دوره&zwnj;هاي آموزش خلاقيت مورد تأكيد قرار گرفته تا انگيزه بيشتري براي فراگيرنده به وجود آيد.  * تجسم وضع آينده مسأله و مقايسه آن با وضعيت فعلي، كمك مفيدي به يافتن راه&zwnj;حل&zwnj;هاي بديع خواهد كرد.  اصولاً استعداد خلاق در محيط&zwnj;هاي مطلوب، شكوفا و متبلور مي&zwnj;شود بنابراين يكي از الزامات و روش&zwnj;هاي مهم براي تبلور خلاقيت، ايجاد فضاي محرك، مستعد و به طور كلي خلاق است. در سازمان&zwnj;هاي آموزشي علاوه بر اين كه چنين فضايي بايد براي معلمان و مديران مهيا باشد، معلمان نيز بايد زمينه لازم و فضاي مطلوب را براي دانش&zwnj;آموزان فراهم كنند. &zwnj; يكي ديگر از شيوه&zwnj;هاي مهم و پرجاذبه پرورش خلاقيت و نوآوري، مشورت است. اساساً يكي از نشانه&zwnj;هاي رشد اجتماعي، شورا و مشورت است و بدون ترديد افرادي كه اهل مشورت هستند از عقل و فكر بيشتري برخوردارند. اسلام نيز انسان را به شورا و مشورت ترغيب كرده و پيامبر اسلام (ص) نيز از مشورت به عنوان يك اصل تربيتي استفاده كرده است. در واقع هر قدر مديران در سازمان&zwnj;هاي آموزشي از دانش و تجربه كافي برخوردار باشند، باز هم مشورت با ديگران، افق&zwnj;هاي تازه&zwnj;اي را براي آنها خواهد گشود.  حضرت علي(ع) مي&zwnj;فرمايند: مهمترين راه&zwnj;حل&zwnj;ها و صحيح&zwnj;ترين شيوه&zwnj;ها با استفاده از انديشه&zwnj;هاي افراد مختلف به دست مي&zwnj;آيد.  راه&zwnj;حل&zwnj;هاي پيشنهادي معلمان: * تدوين و اجراي سياست&zwnj;هاي انگيزشي و تشويقي براي همكاران  * آموزش نيروي انساني توسط استادان مجرب در قالب كارگاه&zwnj;هاي تابستاني  * طرح موضوع به صورت كاربردي در جلسات شوراي معلمان  * تشويق معلمان به آزمايش كردن و كاربست روش&zwnj;هاي نو  * ايجاد محيط آزاد و روابط صميمانه ميان معلمان و مديران رسمي مدارس براي كاربست يافته&zwnj;ها و روش&zwnj;هاي نوين&zwnj; * تشخيص ارزش كار و تشويق افرادي كه به آزمايش روش&zwnj;هاي نوين مبادرت مي&zwnj;ورزند.  دانش&zwnj;آموزان: * راي پرسش&zwnj;هاي دانش&zwnj;آموزان بايد اهميت قائل شد و آنان را راهنمايي كرد تا خود جواب پرسش&zwnj;ها را بيابند. (تقويت روحيه پرسشگري و كنجكاوي) * عقايد غيرعادي بايد مورد احترام قرار گيرد و ارزش آن براي كودكان روشن شود. * بايد به كودكان نشان داد كه عقايدشان داراي ارزش است و عقايدي كه امكان اجراي آن در كلاس ميسر باشد، پذيرفتني است.  * گاهي اوقات بدون اين كه تهديدي از جهت نمره، ارزشيابي و يا انتقاد در كار باشد، بايد كودكان را آزاد گذاشت تا كارهايي را كه خودشان مي&zwnj;خواهند انجام دهند.  * هرگز نبايد در مورد رفتار دانش&zwnj;آموزان بدون اين كه علل و نتايج آن مشخص شود، قضاوت كرد.  * تشويق دانش&zwnj;آموزان به داشتن و ارائه انديشه&zwnj;هاي بكر. كتاب&zwnj;هاي درسي  * تجديد نظر در تدوين بعضي از كتاب&zwnj;هاي درسي با رويكرد كاربردي متون به ويژه در علوم پايه و فصل&zwnj;بندي موضوعي آن  * تأكيد بر فعاليت&zwnj;هاو مهارت&zwnj;هاي خارج از كلاس و كاربست آموزه&zwnj;هاي علمي در زندگي عادي&zwnj;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بهترین دارو برای هر مشکل کدام است ؟</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/بهترین-دارو-برای-هر-مشکل-کدام-است</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/بهترین-دارو-برای-هر-مشکل-کدام-است</guid>

<description><![CDATA[
به احتمال بسیار زیاد در قفسه های خانه تان دارو های زیادی را انبار کرده اید ، برای هر درد و مشکلی هم چند نوع دارو دارید ، اما آیا می دانید در میان این دارو ها کدام از همه بهتر است؟ چه دارویی را باید در چه زمانی مصرف کنید؟&nbsp;در این مطلب مهمترین نکات برای انتخاب بهترین دارو برای هر مشکل را به شما می گوییم.
&nbsp;
در این مقاله آشنا می شوید با :
&nbsp;
- اطلاعات مختصری در مورد دارو ها
&nbsp;
- انتخاب بهترین دارو برای هر مشکل
&nbsp;
- مهمترین نکات در مورد دارو ها
- و...  &nbsp;چقدر در مورد دارو ها اطلاعات دارید ؟ می دانید چه دارویی را باید در چه زمانی مصرف کنید ؟ اگر چه همه ما معمولا اطلاعاتی در مورد دارو ها داریم اما این کافی نیست و بیشتر ما هم این زحمت را به خودمان نمی دهیم که برچسب و بروشور های اطلاعات دارویی را بخوانیم.

 بهترین دارو برای روزهای حساسیت : مشکل : آلرژی دارو های در دسترس : دیفن هیدرامین ، سیتیریزین ، لوراتادین ، فگزوفنیدین بهترین انتخاب : سیتیرزین دارو های این گروه از خانواده دارو های آنتی هیستامین هستند که باعث کاهش علائم آبریزش فصلی و عطسه می شوند. در میان این گروه از دارو ها سیتیریزین از همه موثر تر عمل می کند و بهتر علائمی را که توسط سیستم ایمنی بدن در واکنش به آلرژن ها ایجاد می شود ، مهار می کند. در ضمن این دارو از بیشتر دارو های این خانواده کمتر ایجاد خواب آلودگی و گیجی می کند. در میان دارو هایی که تهیه آن ها احتیاج به نسخه ندارد ، سیتیریزین بهترین دارو برای کنترل علائم آلرژی است. اما حواستان باشد در مصرف آن زیاده روی نکنید. اگر این گروه از دارو ها به شدت شما را خواب آلود می کند لوراتادین را انتخاب کنید که کمترین عارضه را در این مورد ایجاد می کند. 

 نمی گذارد سرتان از درد بترکد : مشکل : سر درد دارو های در دسترس : ایبوپروفن ، استامینوفن ، آسپیرین و ناپروکسن بهترین انتخاب : ایبوپروفن تمام دارو هایی که در بالا اشاره شد می توانند به عنوان مسکن و کاهش دهنده درد عمل کنند. اما در میان دارو های ضد التهاب ایبوپروفن از همه سریع تر عمل می کند. اینگونه دارو ها باعث کاهش تولید پروستاگلاندین ها در بدن می شود که این ترکیبات (پروستاگلاندین) می تواند باعث افزایش درد در بدن انسان شود. ایبوپروفن می تواند 2 علت مهم سردرد در انسان را برطرف کند. اول اسپاسم عضلات گردن و دوم وترم عروق در نواجی شقیقه و گیجگاه. ایبوپروفن در تسکین هر دردی در انسان موثر تر از استامینوفن عمل می کند. در ضمن ایبوپروفن می تواند در کاهش تب نیز موثر باشد. 

 اگر سرفه امان شما را بریده : مشکل : سرفه و احتقان بینی دارو های در دسترس : گایافنزین ، دکسترومتورفان ، سودوافردین بهترین انتخاب : گایافنزین اگر بلافاصله پس از آشکار شدن اولین علائم ، داروی دکونژستانی مثل سودوافردین بخورید می توانید از ایجاد احتقاق بینی و ترشحات سینوس ها و سرفه متعاقب آن ها جلوگیری کنید. اما اگر احتقاق و سرفه ایجاد شده باشد بهترین دارو گایافنزین است که خلط داخل سینه را رقیق کرده و این گونه دفع آن را راحت تر می کند. شستشوی بینی و نوشیدن آب هم می تواند ترشحات داخلی شما را رقیق تر کند. هراه این روش با استفاده از گایافنزین سینه شما را صاف تر می کند. از دارو های مهار کننده سرفه مثل دکسترومتورفان فقط زمانی استفاده کنید که سرفه های خشک امان شما را بریده باشد. 

 بهترین تسکین برای گلویی که گرفته است : مشکل : گلو درد دارو های در دسترس : بنزوکائین ، منتول ، ایبوپروفن بهترین انتخاب :&nbsp;بنزوکائین ،&nbsp;ایبوپروفن امروزه آب نبات های تسکیم گلو درد زیادی در دسترس اند ، اما بیشتر آن ها زیادی شیرین هستند ، مواد قندی دارند و اثر بخشی آن ها هم زیاد نیست. بنزوکائین یک بی حس کننده موضعی است که سیگنال های نرون ها را مهار می کند و قوی تر از منتول است. اسپری های بنزوکائین که در گلو اسپری می شود معمولا قطره ها و آب نبات های این دارو سریع تر عمل می کند. ایبوپرفون هم التهاب گلو را کاهش می دهد و می تواند باعث کاهش درد و ناراحتی شود. ترکیب سنتی یک قاشق عسل در چای هم در تسکین گلو درد موثر است. عسل دارای ترکیب ضد میکروبی دارد و به همراه چای گرم ، روند گلو درد را تسریع می بخشد. 

 خارش پوست&nbsp; مشکل : خارش پوست دارو های در دسترس : کالامین ، هیدروکروتیزون ، پراموکسین ، هیدرو کلراید ، دفین هیدرامین بهترین انتخاب : کالامین خارش پوست ناشی از گزش حشرات یا تماس با موادی مثل شاخ و برگ درختان یا لباس های پشمی با آنتی هیستامین ها و پماد های موضعی کورتون بهبود پیدا نمی کند. دارویی که در این حالت موثر است کالامین نام دارد. ناحیه ای که می خارد بخارانید ، سپس روی آن ناحیه کالامین بزنید ، این دارو حاوی ترکیبات طبیعی است که پوست را خنک و آرام کرده و احساس خارش را برطرف می کند. 

 آب بهتر از دارو مشکل : بریدگی کوچک دارو های در دسترس : هیدروژن پراسکید (آب اکسیژنه) ، نئومایسین ، بتادین (بدین) ، ایزوپروپیل الکل بهترین انتخاب : هیچکادم حتی اگر دستتان را با چاقوی مخصوص خرد کردن گوش ببرید ، بهترین کار این است که با صابون معمولی محل بریدگی را کاملا تمیز بشویید ، سپس دست تان را برای مدت زیاد حتی تا 5 دقیقه زیر آب سرد بگیرید ، این بهترین شیوه ای است که مطمئن می شوید محل بریدگی عفونت نخواهد کرد. استفاده از محلول های آب اکسیژنه ، بتادین و الکل ، به خصوص استفاده چند باره از آن ها می تواند سلول های پوست آسیب دیده را ملتهب کرده و روند بهبود آن ها را کند و طولانی تر کند. 

 آیا موادی که در عطاری ها فروخته می شوند دارو هستند ؟ هر گونه دارویی که توسط شرکت ها و موسسات دارویی تولید و دارای برچست ادارت بهداشتی و درمانی باشد و اثر بخشی و بی ضرر بودن آن بررسی شده دارو محسوب شده و استفاده از آن ها مجاز می باشد. اما موادی که در عطاری ها و سوپر مارکت ها ارائه می شود و فاقد مهر و شماره استاندارد و نظارت سازمان های بهداشتی و درمانی هستند ، معتبر نمی باشند. 

 مهمترین نکاتی که باید در مورد دارو ها بدانید : این ها نکاتی هستند که باید در مورد دارو های در دسترس و بدون احتیاج به نسخه پزشک بدانید. - دارو ها را بلافاصله پس از پایان تاریخ مصرفشان باید دور انداخت ؟ دارو های مسکن و سرماخوردگی معمولی را می توان حتی تا 1 یا 2 ماه پس از تاریخ انقضا استفاده کرد. زیرا این دارو ها خاصیت خود را از دست نمی دهند. اما در مورد دارو های ضد سرفه و تمامی شربت ها این قانون درست نیست و آن ها را بلافاصله پس از پایان مدت تاریخ مصرفشان باید دور انداخت و از آن ها استفاده نکرد.  - هر قدر یک دارو را بیشتر مصرف کنیم اثر آن بیشتر می شود ؟ دارو های مسکن و ضد التهاب در دسترس مثل استامینوفن ، آسپیرین و ایبوپرفون دارای سقف اثر هستند ، یعنی اگر از مقدار مجاز تجویز شوند هیچ اثر اضافه ای نخواهد داشت. اگر دوز حداکثر یک دارو مشکل شما را برطرف نکرد ، با پزشک خودتان برای استفاده از دارو های دیگر مشورت کنید.  - بهترین محل برای نگهداری دارو ها کجاست ؟ بهتری محل برای نگهداری دارو ها ، کابینت حمام یا دست شویی نیست! هوای گرم و مرطوب حمام و دست شویی باعث می شود دارو ها زود تر فاسد و خراب شوند. ممکن است دارو ها حتی قبل از رسیدن به زمان انقضای مصرف خودشان هم فاسد شوند و ارزش دارویی و اثر بخش خود را از دست بدهند. بهترین کار این است که همه دارو های خود را در محیط های خشک و نه چندان گرم قرار دهید. البته این را هم در نظر بگیرید که هر دارو شرایط نگهداری خاص خودش را دارد. پس منطقی ترین کار این است که در مورد هر دارو بر اساس دستورالعمل درج شده روی جعبه آن عمل کنید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>معرفی و آموزش استفاده از نرم افزار KM Player</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/معرفی-و-آموزش-استفاده-از-نرم-افزار-km-player</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/معرفی-و-آموزش-استفاده-از-نرم-افزار-km-player</guid>

<description><![CDATA[
نرم افزار کوچک و قدرتمند KM Player یک پخش کننده صوتی و تصویری است که قادر است هر نوع فرمت صوتی و تصویری را اجرا کند. با نصب این نرم افزار دیگر هیچ نگرانی بابت نمایش ندادن زیرنویس فیلم ها و یا پخش نشدن فایل های صوتی و تصویری نخواهید داشت.
 ویژگی های نرم افزار KM Player عبارت است از :
- امكان نمایش زیر نویس ها
&nbsp;
- امكان تغییر قالب و پوسته برنامه
&nbsp;
- امكان تعریف كردن Codec های جدید برای آن
&nbsp;
- كمترین حجم از حافظه و منابع سیستم شما را اشغال می كند
&nbsp;
- سرعت بالای اجرا و پخش فایل های شما
&nbsp;
- امكان نمایش بصورت نوار كوچك بر روی صفحه ویندوز شما
&nbsp;
- امكان استفاده از كلیدهای میانبر برای كار با قسمت های مختلف برنامه
- و ...
در این آموزش یاد خواهید گرفت : - آشنایی با نرم افزار KM Player - آموزش استفاده از نرم افزار KM Player - آموزش استفاده از کلید های مینابر نرم افزار KM Player - و...&nbsp;
KM Player چیست ؟
KM Player یک نرم افزار پخش چند رسانه ای است که می تواند انواع فرمت موجود را بدون نصب Codec جداگانه اجرا کند. اگر کامپیوتر شما پردازنده قوی ندارد و یا به دنبال یک نرم افزار عالی چند رسانه ای می گردید ، KM Player بهترین انتخاب برای شماست.
&nbsp;
KM Plus چیست ؟
در نسخه های قدیمی تر KM Player تنها یک پخش کننده فایل های صوتی و تصویری بود اما در نسخه های بعدی آن&nbsp;قابلیت جدیدی به نرم افزار اضافه شده که KM Plus نام دارد. قابلیتی که کاربران به راحتی می توانند به مشاهده و سازماندهی ویدئو ها ، موزیک ها و DVD های ذخیره شده در کامپیوتر خود بپردازند. همچنین قادر به مشاهده فیلم ، موزیک و ویدئو های آنلاین نیز می باشند.
 KMP 3D چیست ؟
بله تعجب نکنید! KM Player از فیلم های 3D هم پشتیبانی می کند ، اگر کامپیوتر شما پردازنده قوی یا حافظه (رم) کمی دارد هیچ جای نگرانی نیست! KM Player با بهینه سازی آن ها یک تجربه شگفت انگیز از 3D به شما ارائه می دهد. با KM Player می توانید تجربه تماشای فیلم های 3D با وضوح بالا در خانه داشته باشید.
&nbsp;
 سخت افزار مورد نیاز نرم افزار KM Player با سیستم عامل های Windows XP ، Windows Vista ، Windows 7 ، Windows 8 نسخه های 32 و 64 بیتی سازگاری دارد. نرم افزار KM Player در سیستم هایی که قادر به اجرای سیستم عامل های فوق باشند به خوبی کار می کند. در واقع KM Player برای اجرا و پخش نیاز به سخت افزار خیلی قوی ندارد.  آیا نیاز به نصب Codec جداگانه است ؟ خیر ، بسیاری از فرمت های تصویری با Codec داخلی قابل پخش است. توجه داشته باشید که KM Player هیچ گونه Codec در سیستم نصب نمی کند. اما در صورتی که Codec های گنجانده شده در نرم افزار KM Player شما را راضی نمی کند می توانید از تمامی Codec های Directshow استفاده کنید.  انتخاب زبان نرم افزار KM Player به زبان های مختلف از جمله زبان فارسی ترجمه شده. جهت تغییر زبان کافیست روی نرم افزار کلیک راست کرده و وارد Language شوید ، سپس Farsi.ini را انتخاب کنید.
&nbsp;
 پنجره اصلی (کنترل پخش) نرم افزار KM Player همانند Player های دیگر دارای دکمه های متنوعی است که مطمئنا با اکثر آن ها آشناییت دارید.
&nbsp;
 نام فایل و مکان آن در لیست پخش را نمایش می دهد.

 نوار زمان نام دارد و برای پرش به هر نقطه فیلم می بایست روی آن کلیک کرد. سمت چپ آن زمان طی شده از ابتدای شروع را نمایش می دهد.

 نوار زمان نام دارد و برای پرش به هر نقطه فیلم می بایست روی آن کلیک کرد. سمت راست آن زمانی باقی مانده تا پایان را نشان می دهد.

 کنترل عمومی پخش به همراه دکمه باز کردن فایل ، لیست پخش و جعبه کنترل.

 کنترل صدا برای قطع و وصل و یا کم و زیاد کردن صدا.

 دکمه های Close ، Minimize و Maximize و...

 نمایش زیرنویس در نرم افزار KM Player
برای نمایش زیرنویس در نرم افزار KM Player کافیست نام فایل زیرنویس همانند نام فیلم و در یک پوشه کنار هم باشد. برای مثال اگر فیلمی با نام Movie.avi داریم ، زیرنویس آن باید Movie.srt باشد. در صورتی که نام فایل و نام زیرنویس بدین صورت باشد با کلیک بر روی فیلم به صورت خودکار زیرنویس نیز نمایش داده خواهد شد.
اگر زیر نویس کنار فیلم در یک پوشه نباشد ، برای نمایش دادن زیرنویس کافیست پس از اجرای فیلم در نرم افزار ، فایل زیرنویس را به صورت Drag &amp; Drop در داخل نرم افزار KM Player کشیده و رها کنید. بدین صورت زیر نویس شما نمایش داده خواهد شد.  زیرنویس هماهنگ نیست ، چه کنیم ؟ ممکن است زیرنویس شما به نسخه دانلود شده فیلم هماهنگ نباشد. برای هماهنگ کردم زیر نویس کافیست از دکمه های ] و [ جهت جلو یا عقب بردن زیرنویس استفاده کنید.  چگونه در نرم افزار KM Player از فیلم در حال پخش عکس بگیریم ؟ برای عکس گرفتن از فیلم در حال نمایش در نرم افزار KM Player کافیست از ترکیب دکمه های CTRL و A استفاده کنید. عکس های گرفته شده در Document و در پوشه KMPlayer ذخیره می شوند.  کلید های میانبر در KM Player - باز کردن فایل : CTRL + O - متوقف کردن یا Pause کردن : Space - Stop کردن : CTRL + Space - رفتن به Track بعدی : Page Down - رفتن به Track قبلی : Page Up - جلو بردن زیرنویس : دکمه [ - عقب بردن زیرنویس : دکمه ] - 5 ثانیه پرش به جلو : دکمه جهت نما به سمت راست - 5 ثانیه پرش به عقب : دکمه جهت نما به سمت چپ - زیاد کردن صدا : دکمه جهت نما به سمت بالا - کم کردن صدا : دکمه جهت نما به سمت پایین - قطع کردن و یا وصل کردن صدا : M - 30 ثانیه پرش به جلو : دکمه CTRL +&nbsp;دکمه جهت نما به سمت راست - 30 ثانیه پرش به عقب : CTRL +&nbsp;دکمه جهت نما به سمت چپ - 1 دقیقه پرش به جلو : ALT&nbsp;+&nbsp;دکمه جهت نما به سمت راست - 1 دقیقه پرش به عقب : ALT&nbsp;+&nbsp;دکمه جهت نما به سمت چپ - 10 دقیقه پرش به جلو : CTRL + ALT&nbsp;دکمه جهت نما به سمت راست - 10 دقیقه پرش به عقب : CTRL + ALT&nbsp;دکمه جهت نما به سمت چپ - اگر بخواهیم نقطه شروع و پایان تکرار رو خودمان مشخص کنیم از کلید میانبر F5 (نقطه شروع) و کلید میانبر F6 (نقطه پایان) استفاده می کنیم. - خارج شدن از حالت تکرار : F8 - بالا برن سرعت صدا : Shift + دکمه + - کم کردن سرعت صدا : Shift + دکمه - - برگرداندن سرعت صدا به حال پیشفرض : Shift + دکمه * - گرفتن عکس از فیلم در حال نمایش : CTRL + دکمه A - دریافت اطلاعات کامل از فایل صوتی نظیر نام ، سایز ، کیفیت ، فرمت و... : CTRL + دکمهJ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آموزش کامل نرم افزار اینترنت دانلود منیجر</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/آموزش-کامل-نرم-افزار-اینترنت-دانلود-منیجر</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/آموزش-کامل-نرم-افزار-اینترنت-دانلود-منیجر</guid>

<description><![CDATA[
 نرم افزار Internet Download Manager که به اختصار IDM نامیده می&rlm;شود را می&rlm;توان به جرات قدرتمندترین و معروف&rlm;ترین نرم افزار مدیریت دانلود از اینترنت دانست. قابلیت&rlm;های متعددی در این برنامه وجود دارد که آن را از هر جهت تبدیل به نرم &rlm;افزاری کامل کرده است. در این ترفند قصد داریم به معرفی 19 نکته کوچک اما مهم در این برنامه بپردازیم:
  1- برای استفاده از IDM در کلیه مرورگرها، در محیط برنامه بر روی Options کلیک کنید. در تب General تیک گزینه چهارم یعنی Use advanced browser integration را بزنید و OK کنید. پس از این کار یک بار Restart کردن سیستم لازم است. سپس می&rlm;توانید در لیست موجود در همین قسمت تیک مرورگرهایی که می&rlm;خواهید با IDM هماهنگ شوند را بزنید.
2- برای دانلود فایل با پسوندی که برای IDM ناشناخته است کلید Ctrl را از روی کیبورد نگاه دارید و بر روی لینک مورد نظر کلیک کنید.
 3- در صورتی که می&rlm;خواهید فایلی توسط IDM در مرورگر دانلود نشود، کلید Alt را از روی کیبورد نگاه دارید و بر روی لینک مورد نظر کلیک کنید.
 4- در صورتی که می&rlm;خواهید IDM کلا هیچ دانلودی را به صورت اتوماتیک انجام ندهد در محیط برنامه بر روی Options کلیک کنید. به تب File Types بروید و در قسمت اول تمامی فرمت&rlm;های موجود را پاک کنید. یا آن&rlm;هایی که نمی&rlm;خواهید دانلودشان اتوماتیک باشد را پاک کنید.
 5- همانطور که می&rlm;دانید در ابتدا و انتهای دانلود همواره پنجره ای نمایش داده می&rlm;شود. اگر می&rlm;خواهید این پنجره دیگر نمایش داده نشود به Options بروید. در تب Downloads می&rlm;توانید تیک دو گزینه Show start download dialog و Show download complete dialog را به دلخواه بردارید.
 6- شما می&rlm;توانید جهت کپی فایل&rlm;های دانلود شده توسط IDM، در لیست دانلودها در برنامه، فایلی که دانلود شده است را توسط ماوس گرفته و در محل مورد نظر خود رها کنید.
 7- تنظیم سرعت اینترنت در IDM کمک می&rlm;کند تا برنامه دانلود دقیق&rlm;تری داشته باشد. بدین منظور در Options به تب Connection بروید و سرعت اینترنت خود را هر چه که هست تعیین کنید.
 8- در صورتی که برای دانلود از اینترنت کم سرعت Dial-up استفاده می&rlm;کنید در Options &gt; Connection گزینه Max. connection number را بر روی 4 تنظیم نمایید.
9- اگر می&rlm;خواهید فایل خاصی با پسوند مورد نظرتان مستقیما توسط IDM دانلود گردد از قسمت Options &gt; File Type استفاده کنید و فرمت فایل خود را به موارد موجود اضافه نمایید.
 10- اگر از سایتی که با Username و Password محافظت می&rlm;شود دانلود می&rlm;کنید آن را در قسمت Options &gt; Site Logins اضافه نمایید تا هر بار مجبور به وارد کردن اطلاعات نباشید.
 11- اگر IDM با دانلود از سایت خاصی مشکل دارد به Options &gt; File Type بروید. آدرس سایت مذبور را در قسمت دوم اضافه نمایید تا دیگر به طور اتوماتیک IDM از آن سایت دانلود نکند.
 12- IDM بخشی در درون خود با نام Grabber دارد. با استفاده از Grabber شما می&rlm;توانید&nbsp; کلیه فایلهای موجود در یک سایت را بیابید و آنها را دانلود کنید. این بخش در محیط اصلی برنامه وجود دارد.
 13- در صورتی که سایتی که از آن دانلود می&rlm;کنید بر روی دانلودهای خود محدودیت گذاشته است برای جلوگیری از بروز مشکل به Options &gt; Connection بروید. بر روی دکمه New کلیک کنید و آدرس سایت مورد نظر و میزان ارتباطات ایجاد شده برای دانلود را وارد نمایید.
 14- اگر نگران این هستید که با دانلودهای بی رویه پهنای باند ماهانه اینترنت خود را هدر کنید، می&rlm;توانید برای دانلودها محدودیت قائل شوید. به Options &gt; Connection بروید و در قسمت Download limits میزان حجم دانلود شده در یک بازه زمانی خاص را تعیین کنید.
 15- برای تمام شدن دانلود فایل نیاز نیست که همواره به مانیتور خود خیره شوید. در قسمت Options &gt; Sounds می&rlm;توانید برای هر یک از اتفاقاتی که به هنگام دانلود رخ می&rlm;دهد یک فایل صوتی قرار دهید تا برنامه شما را با صدا مطلع کند.
 16- در صورتی که ارتباط شما از اینترنت به هنگام دانلود فایل قطع شود، با مراجعه به بخش Options &gt; Dial Up می&rlm;توانید اطلاعات مربوط به کانکشن اتصال به اینترنت خود را وارد نمایید تا برنامه به طور اتوماتیک ادامه دانلود را با استفاده از آن انجام دهد.
 17- شما می&rlm;توانید یک سری فایل را با استفاده از Tasks &gt; Add batch download دانلود کنید. این گزینه به خصوص برای فایل&rlm;هایی که ردیفی نام&rlm;گذاری شده&rlm; اند مناسب است.
 18- اگر مایل نیستید که IDM کلیه پهنای باند شما را برای دانلود استفاده کند، می&rlm;توانید از گزینه محدودیت سرعت در منوی دانلودها استفاده نمایید.
 19- با استفاده از قابلیت جدید IDM می&rlm;توانید فایل&rlm;های تصویری یا صوتی که در صفحات وب مانند Youtube تماشا می&rlm;کنید را دانلود کنید. برای ویرایش تنظیمات آن به Options و تب General بروید. بر روی دکمه Edit در مقابل IDM Download panel for web-players in browsers کلیک کنید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انواع روانشناسی و موقعیت های شغلی</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/انواع-روانشناسی-و-موقعیت-های-شغلی</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/انواع-روانشناسی-و-موقعیت-های-شغلی</guid>

<description><![CDATA[
روانشناسی&zwnj;&nbsp; عمومی&zwnj;&nbsp; 
فارغ&zwnj;&nbsp; التحصیلان&zwnj; در این&zwnj; رشته&zwnj; می&zwnj;توانند فعالیت&zwnj;های&zwnj; مقدماتی&zwnj; را در زمینه&zwnj;های&zwnj; تشخیص&zwnj;&nbsp; و درمان&zwnj; اختلالات&zwnj; روانی&zwnj; در مؤسسات&zwnj; عمومی&zwnj; و روانی&zwnj; و کلینیک&zwnj;های&zwnj; روان&zwnj; پزشکی&zwnj;&nbsp; و سایر مراکز شبیه&zwnj; به&zwnj; آن&zwnj; عهده&zwnj; دار شوند و یا تدریس&zwnj; روانشناسی&zwnj; عمومی&zwnj; را در&nbsp; مراکز آموزشی&zwnj; بعهده&zwnj; گیرند و یا بعنوان&zwnj; روان&zwnj;شناس&zwnj; مدرسه&zwnj; در مدارس&zwnj; همکاری&zwnj;&nbsp; داشته&zwnj; باشند&nbsp; .
&nbsp;
روانشناسی&zwnj;&nbsp; صنعتی&zwnj; و سازمانی&zwnj;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;روانشناسی&zwnj;&nbsp; صنعتی&zwnj; و سازمانی&zwnj;، یافته&zwnj;های&zwnj; روانشناسی&zwnj; و مطالعه&zwnj; علمی&zwnj; رفتار انسان&zwnj; را در&nbsp; صنعت&zwnj; و محیط&zwnj; کار به&zwnj; کار می&zwnj;برد. یعنی&zwnj; درباره&zwnj; این&zwnj; که&zwnj; محیط&zwnj; کار باید چگونه&zwnj;&nbsp; باشد تا بهترین&zwnj; بازدهی&zwnj; را داشته&zwnj; باشد و یا چه&zwnj; متغیرهایی&zwnj; در ارتباط&zwnj; بین&zwnj; کارگر&nbsp; و کارفرما مؤثر است&zwnj; و چه&zwnj; عواملی&zwnj; باعث&zwnj; عدم&zwnj; تفاهم&zwnj; بین&zwnj; کارفرما و کارگر می&zwnj;شود،&nbsp; مطالعه&zwnj; می&zwnj;کند. از آنجایی&zwnj; که&zwnj; نیروی&zwnj; انسانی&zwnj; ماهر و سازمان&zwnj;های&zwnj; کارآمد از&nbsp; ارزنده&zwnj;ترین&zwnj; ثروت&zwnj;های&zwnj; هر کشور به&zwnj; شمار می&zwnj;روند و در رشد و توسعه&zwnj; آن&zwnj; نقشی&zwnj;&nbsp; اساسی&zwnj; دارند و چون&zwnj; تشخیص&zwnj; و رفع&zwnj; مسائل&zwnj; و مشکلات&zwnj; انسانی&zwnj; و سازمانی&zwnj; تأثیری&zwnj;&nbsp; شگرف&zwnj; در پیشرفت&zwnj; و توسعه&zwnj; دارد، این&zwnj; گرایش&zwnj; اهمیت&zwnj; قابل&zwnj; توجهی&zwnj; دارد&nbsp; .
&nbsp;
&nbsp;روانشناسی&nbsp; بالینی
&nbsp;روانشناسان&zwnj;&nbsp; می&zwnj;توانند در مورد تشخیص&zwnj;، درمان&zwnj; و بازآموزی&zwnj; افراد نیز عهده&zwnj;&zwnj;دار مسئولیت&zwnj; گردند؛&nbsp; اگر چه&zwnj; در اغلب&zwnj; این&zwnj; موارد، روانشناسان&zwnj; بعنوان&zwnj; عضوی&zwnj; از یک&zwnj; تیم&zwnj; شامل&zwnj;&nbsp; : روانپزشک&zwnj;، پرستار و مددکار اجتماعی&zwnj; کار خواهندکرد ولی&zwnj; آموزش&zwnj; تخصصی&zwnj; آن&zwnj;ها باید&nbsp; به&zwnj; گونه&zwnj;ای&zwnj; باشد که&zwnj; بتوانند بخش&zwnj; زیادی&zwnj; از مسئولیت&zwnj;ها را به&zwnj; تنهایی&zwnj; برعهده&zwnj;&nbsp; گیرند. اهم&zwnj; این&zwnj; قبیل&zwnj; مسئوولیت&zwnj;ها عبارت&zwnj;اند از: تشخیص&zwnj; ناهنجاری&zwnj;های&zwnj; رفتاری،&zwnj;&nbsp; درمان&zwnj; فردی&zwnj; و گروهی&zwnj;، مشاوره&zwnj; و راهنمایی&zwnj; و بازآموزی&zwnj; .
&nbsp;
&nbsp;روانسنجی
&nbsp;روان سنجی، گرایش سوم مجموعه روان شناسی است که کمترین تعداد داوطلب و در عین حال کمترین تعداد پذیرش را دارا است&zwnj;. روان سنجی عمدتاً با آمار، شیوه&zwnj;های سنجش در آموزش و پرورش و یادگیری، ارزیابی&zwnj;های روانشناختی از طریق آزمون&zwnj;&zwnj;های روانی و شیوه&zwnj;های گزینش و سرند کردن در ارتباط است&zwnj;.کارشناس ارشد روان&zwnj;سنجی می&zwnj;تواند به کار اجرای آزمون&zwnj;&zwnj;های روانی - تشخیصی، سنجش هوش، ویژگی&zwnj;&zwnj;های شخصیتی، آسیب&zwnj;های مغزی، عقب ماندگی&zwnj;های ذهنی، ارزیابی در آموزش و پرورش، سازمان سنجش و داده&zwnj;پردازی مشغول گردد. یا به همراه یک تیم درمان در کلینیک&zwnj;&zwnj;های روان شناختی مشغول به کار گردد.هدف از تحصیل در این رشته، تربیت افرادی است که با جنبه&zwnj;های نظری و کاربردی در زمینه&zwnj;های مربوط به اندازه&zwnj;گیری و ارزیابی خصوصیات مختلف افراد انسانی و مهارت&zwnj;های او، آشنایی کافی داشته و توانایی بکارگیری آن را در موقعیت&zwnj;های شغلی در آموزش و پرورش داشته باشد. فارغ&zwnj;التحصیلان این رشته با استفاده از تئوری کلاسیک اندازه&zwnj;گیری به سنجش ویژگی&zwnj;های پنهان افراد می&zwnj;پردازند و از سویی دیگر با طراحی انواع آزمون&zwnj;ها (تحصیلی، هوش و استعداد، استخدامی و ...) در سطوح وسیعی به سنجش آموزشی و تربیتی افراد مشغول&zwnj;اند. اجرای آزمون&zwnj;های روانی در امر تشخیص، همواره یاری رسان متخصصان بوده است.
&nbsp;
&nbsp;با دارا بودن مدرک کارشناسی ارشد در گرایش های بالینی، عمومی و بالینی کودک و نوجوان،&nbsp; فرد می تواند:
&nbsp;
- پس از احراز شرایط لازم (ازجمله 800 ساعت کارآموزی در مراکز دارای مجوز رسمی، تاییدیه از اساتید رشته و ...) و دریافت مجوز از سازمان نظام روانشناسی اقدام به تاسیس کلینیک مشاوره بنماید.
&nbsp;
&nbsp;- به عنوان کارشناس این رشته در مراکز دولتی نظیر بهزیستی- شهرداری- نیروی انتظامی- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربیت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.
&nbsp;
&nbsp;- در واحدهای کوچک دانشگاه آزاد و یا دوره های فراگیر و یا موسسات آموزش عالی آزاد به عنوان مدرس فعالیت کند.
&nbsp;
&nbsp;- در آموزش و پرورش به عنوان معلم و یا دبیر در دروس مربوطه و یا به عنوان مشاور مدرسه جذب به کار شود.
&nbsp;
&nbsp;- با اخذ مجوز از سازمان بهزیستی اقدام به تاسیس مهد کودک نماید.
&nbsp;
- با اخذ مجوز از سازمان بهزیستی اقدام به تاسیس سرای سالمندان نماید.
&nbsp;
- در کلینیک های درمان اعتیاد به عنوان روانشناس مشغول به کار شوند (اشتغال در این مراکز مستلزم تحصیل در گرایش روانشناسی بالینی است و دارا بودن مدرک کارشناسی این گرایش کافی است).
&nbsp;
&nbsp;- در کلینیک های مشاوره ای به کارهای درمانی بپردازد
&nbsp;
- با روانپزشکان در کلینیک های خصوصی ایشان همکاری کند (البته روانپزشکان مایل به همکاری با کارشناسان ارشد در گرایش های بالینی و خانواده درمانی هستند).
&nbsp;
&nbsp;- در کلینیک های مشاوره و روان درمانی کودک به کارهای درمانی مثل بازی درمانی و ... بپردازد (در این مراکز تاکید بیشتر روی کارشناسان ارشد با گرایش بالینی کودک و نوجوان و بالینی است).]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آشنایی با روشهای کلیدی در Microsoft Power point</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/آشنایی-با-روشهای-کلیدی-در-microsoft-power-point</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/آشنایی-با-روشهای-کلیدی-در-microsoft-power-point</guid>

<description><![CDATA[
مطمئنأ تمامی شما نرم افزار مایکروسافت پاورپوینت را میشناسید. به وسیله پاورپوینت میتوانید اسلایدهایی از ناگفتنی های خود فراهم آورید، آن را تزئین کنید و در نهایت بر روی صفحه نمایش یا به کمک یک ویدیو پروژکتور بر روی پرده به نمایش درآورید. 
محیط این نرم افزار بر عکس محیط MS Word جای گزافه گویی نیست، بلکه شما در آن رئوس مطالب را می گویید و شکلها و نمودارهای خود را در آن نمایش می دهید و در نهایت آنچه در ذهنتان می گذرد و در قالب بیان نمی گنجد را به تصویر میکشید. اسلایدهای حاصل در اصل پوستری از سخنان شما هستند. نکات کلیدی خاصی در پاورپوینت نهفته است که با دانستن آنها میتوانید به این بوم متحرک ، طراوت بیشتری ببخشید. در این ترفند قصد داریم به معرفی این نکات اساسی و کلیدی بپردازیم.
● چیدمان داخلی یک اسلاید
سعی کنید اکثر تغییر و تحولات مورد نظر خود را از طریق روشهای کلی و استانداردی که Power point ارائه می نماید انجام دهید. هر چیز در پاور پوینت در قاب مخصوص خود جای می گیرد. همین طوری نمی توان در یک اسلاید شروع به تایپ نمود. باید یک جعبه متنی داشته باشیم و در آن متن یا تیتر مورد نظر خود را بنویسیم. برای ارائه و نمایش مجموعه اسلایدهایتان بدون هول شدن F5 را بفشارید و برای رفتن از یک اسلاید به اسلاید بعدی کافی است یکبار ماوس را کلیک کنید و یا دکمه فلش سمت راست یا بالا را بفشارید. F5 نمایش را از اولین اسلاید شروع می کند.
● ساختن اسلاید و پنهان کردن آن
گزینه Duplicate &nbsp;silde &nbsp;منوی Insert از اسلاید جاری یک کپی دیگر درست می کند. ترفند کلیک راست روی آیکن اسلاید برای حذف یا پنهان کردن اسلایدها نیز بسیار کارآمد است. امتحانش کنید Hidden یا پنهان بودن یک اسلاید برای اسلایدهای توضیحی که به کمک Hyperlink به سراغشان می رویم. ولی نمی خواهیم در روال عادی نمایش دیده شوند و فقط در صورتی که رویشان کلیک کنیم نشان داده شوند کلی به کار می آید.
● اسلایدها افقی یا عمودی
می توانید بگویید اسلایدها Lan scape و Portrait باشند. برای این کار سراغ Page Setup از منوی File بروید. نمی توان در آن واحد در یک نمایش هم اسلاید عمودی داشت و هم اسلاید افقی.
برای چنین هدفی بایستی دو نمایش جداگانه بسازید و در اولی یک لینک به دومی ایجاد کنید. نمایش اول دارای تنظیم صفحات افقی و نمایش دوم دارای تنظیم صفحات عمودی می باشد. در خاتمه نمایش دوم درباره آن را لینک به نمایش اول می کنید.
در حین اجرای یک پرزنتیشن برای متوقف ساختن یا ادامه دادن نمایش در پرزنتیشن کلید S و یا علامت بعلاوه را بفشارید برای ختمه نمایش اسلایدها Esc و یا Ctrl + Break را بفشارید. برای رفتن به یک اسلاید با شماره خاص شماره اسلاید را وارد نموده Enter را فشارید. برای رفتن به اسلاید مخفی بعدی از کلید H استفاده کنید. برای رفتن به اولین اسلاید ۱+Enter را بفشارید و یا آنکه هر دو دکمه ماوس را همزمان دو ثانیه نگهدارید.
●&nbsp; توقف نمایش اسلایدها
برای آنکه در حین نمایش متوقف شوید و یک صفحه با زمینه مشکی رنگ نشان داده شود کلیه B را بفشارید. برای نمایش یک صفحه یا زمینه سفید کلید W را بفشارید.
●&nbsp; استفاده از اشاره گر ماوس به عنوان پرینتر
برای نمایش یا مخفی کردن اشاره گر ماوس و همینطور نوار ابزار Slideshow در حین نمایش کلید A و یا علامت مساوی را بفشارید. (بعضی وقتها علامت سفید اشاره گر ماوس روی زمینه نمایش ما خیلی توی چشم می آید) برای تبدیل اشاره گر ماوس به یک نقطه رنگی مثل یک پوینتر Ctrl + P کمک بگیرید.
برای مخفی کردن سریع نوار ابزار Slideshow کلید Ctrl + H و برای خاموش کردن آن ظرف ۱۵ ثانیه Ctrl + U را بفشارید. برای نمایش دوباره اشاره گر ماوس Ctrl + A در خدمت شماست. برای اجرای انیمیشن بعدی یا رفتن به اسلاید بعدی از N استفاده کنید. برای قبلی هم از P استفاده نمایید.
● ساختن یک اسلاید خلاصه مطالب
اگر به طور خلاصه در یک اسلاید بخواهید بگویید که در اسلایدهای بعدی چه خواهید گفت یک اسلاید خلاصه مطالب بسیار کارآمد خواهد بود. برای این کار به نمایش Slide Sorter از منوی View&zwnj; بروید و در آنجا اسلایدهای مورد نظر برای خلاصه سازی را با پایین نگهداشتن کلید Shift انتخاب کنید. سپس از نوار ابزار Slide Sorter گزینه Summary Slide را انتخاب کنید. این اسلاید خلاصه به صورت پیش فرض به عنوان دومین اسلاید نمایش قرار می گیرد و حاوی تیتر اسلایدهای منتخب خواهد بود. خلاصه مطالب به طور پیش فرض دارای رئوس مطالب تیترهای اسلایدهای موجود می باشد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مقاله ای پیرامون (اصول ‏تربیت دراسلام)</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/مقاله-ای-پیرامون-اصول-تربیت-دراسلام</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/مقاله-ای-پیرامون-اصول-تربیت-دراسلام</guid>

<description><![CDATA[
چکیده
فعالیتهای تربیتی از جمله فعالیتهای اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تاثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیتها برای تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل یا اصولی است. مشخص&rlm;کردن اصول تربیت از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر کاری انجام پذیرد. در این نوشته پس از بررسی بخشی از تعاریف و بحثهای ارائه شده توسط صاحبنظران تربیت و کتابهای موجود درباره تربیت اسلامی، اصول تربیتی به عنوان &ldquo;ریشه و بنیانهایی تعریف شده که در جریان تربیت لازم&rlm;الاتباع بوده است و بسان دستورالعملی کلی، تمامی جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد&rdquo; به&rlm;گونه&rlm;ای که در صورت تخطی از آنها، رسیدن جریان تربیت به هدف نهایی خودش دستخوش مخاطره می&rlm;شود.
پس از ارائه تعریف اصل تربیتی به بررسی منابع اصل تربیتی پرداخته، و ضمن بررسی دیدگاه&rlm;های گوناگون درباره وضعی یا کشفی بودن اصول تربیت، این نتیجه حاصل شده است که اصول تربیت اسلامی از جهتی حالت وضعی و از جهتی دیگر حالت کشفی دارد؛ به عبارت دیگر اصول تربیت به لحاظ اینکه در قرآن، متون مذهبی و سایر منابع وجود دارد، موضوعه و به لحاظ اینکه در متون مذهبی باید به اکتشاف و استخراج آنها پرداخت، مکشوفه است. در بخش بعدی نوشته، پس از طبقه بندی اصول تربیت به دو دسته عام و کاربردی، در نهایت چند اصل عام تربیتی معرفی شده و به اختصار مورد بحث قرار گرفته که عبارت است از: اصل کرامت، اصل مسئولیت، اصل عقل، اصل عدل ،اصل کمال&rlm;جویی و اصل وسع.
مقدمه
اصول تربیت یکی از مقوله&rlm;های بحث&rlm;انگیز تربیت است؛ به&rlm;گونه&rlm;ای که افراد مختلف به&rlm;دلیل در اختیار نداشتن تعریف و ملاک صحیحی از اصول، بحثها و مفاهیم گوناگون و نامتجانس تربیت را تحت عنوان اصول طبقه بندی کرده&rlm;اند. لذا برای سر و سامان دادن به بحثهای پراکنده درباره اصول تربیت و به&rlm;کارگیری اصول در تعیین اهداف، روشها، محتوی و ارزشیابی فرایند تربیت، ارائه تعریفی دقیق از اصل تربیتی ضروری است. این مقاله درصدد ارائه تعریفی جامع و مانع برای اصول تربیت اسلامی است؛ به&rlm;گونه&rlm;ای که بتوان با بهره&rlm;گیری از آن تعریف، اصول ارائه شده از سوی صاحبنظران را مورد نقد و بررسی قرار داد. به همین منظور ابتدا به بیان معنای لغوی اصل و سپس ضمن بیان معنای اصل تربیتی به تبیین معنای اصطلاحی آن می&rlm;پردازد و با بررسی تعاریف صاحبنظران تربیت اسلامی، تعریفی را از اصل تربیتی عرضه می&rlm;کند. پس از آن منبع یا منابع اصل تربیتی مورد بحث قرار می&rlm;گیرد و در نهایت مجموعه&rlm;ای از اصول مورد قبول با بهره&rlm;گیری از آیات قرآن کریم استخراج و مورد بحث قرار می&rlm;گیرد.
اصل چیست؟
واژه اصل در زبان فارسی معادل واژه انگلیسی Principle است. &ldquo;گاه مقصود از اصل، بیخ، بن و ریشه است و برای بحث درباره هر امری باید به ریشه و اساس واقعی آن توجه کرد. در این معنا اصل در مقابل فرع قرار دارد. گاه نیز اصل به معنای عینی و متحصّل در خارج است و از این لحاظ می&rlm;توان از واژه اصیل در مقابل اعتباری سخن گفت&rlm;وگاه نیز اصل به معنای حقیقت (در برابر باطل) است و در این استعمال اصیل در مقابل بدلی یا ناخالص به&rlm;کار می&rlm;رود.۱ اصل در علوم چنین تعریف شده است: &ldquo;اصیل عبارت از مجموعه تعمیمهایی است مبتنی بر مشاهدات که در محدوده خطاهای حسی، قطعی تلقی شده و دانشمندان اغلب آنان را معادل حقایق در نظر می&rlm;گیرند.&rdquo;۲ همچنین به رابطه بین مفاهیم که به&rlm;واسطه تعمیمهایی توصیف می&rlm;شود، اصول علمی اطلاق می&rlm;شود. در مفردات راغب اصل، چنین تعریف شده است: اصل الشی&rlm;ء ریشه و پایه هر چیزی است که اگر آن پایه و ستون در حال بلند شدن و بلندی توهم شود، نیروی خیال نمی&rlm;تواند آن را تصور کند. از این رو خدای تعالی فرموده: اصلها ثابت و فرعها فی&rlm;السماء (ابراهیم/۲۴) که تصور کرانه با عظمت و بلندی آسمان هرگز به اندیشه و تصور و خیال درنیاید.۳ در قرآن کریم اصل در معنای ریشه و بنیان و اساس مورد استفاده قرار گرفته است. در آیه ۶۴ سوره مبارکه صافات، این معنای اصل مدّ نظر است و می&rlm;فرماید: &ldquo;&hellip; اِنها شجرة تخرج فی اصل الجحیم&hellip;&rdquo;. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان ذیل این آیه می&rlm;نویسد: &ldquo;&hellip; و جمله&hellip; وصف شجره زقوم است و اصل جحیم به معنای قعر جهنم است&hellip;&rdquo;۴ آیه دیگری که معنای ریشه و پایه را از واژه اصل افاده می&rlm;کند این آیه است: الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اُکلها کل حین باذن ربها&hellip;&rdquo; (ابراهیم/۲۴) مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه می&rlm;نویسد: &ldquo;&hellip; اینکه فرمود &ldquo;اصلها ثابت&rdquo; معنایش این است که ریشه&rlm;اش در زمین جای گرفته و با عروق خود در زمین پنجه زده است&hellip;&rdquo;.۵ در آیه&rlm;ای که مربوط به قطع نخلستان بنی نظیر به دستور پیامبر اکرم (ص) است نیز اصل به معنای ریشه و پایه نخل که موجب استواری آن می&rlm;شود، به&rlm;کار رفته است. در آیه ۵ سوره حشر چنین آمده است: &ldquo;ما قطعتم من لینة اوترکتموها قائمة علی اصولها فباذن الله و&hellip;&rdquo; یعنی شما هیچ نخلی را قطع نمی&rlm;کنید و هیچ یک را &ldquo;سرپا&rdquo; نمی&rlm;گذارید مگر به اذن خدا و همه اینها برای این است که خدا فاسقان را خوار کند&hellip;&rdquo; منظور از سرپا نگهداشتن نخل، باقی گذاشتن آن بر روی تنه و ریشه است که باعث می&rlm;شود نخل استوار بماند. ترکیباتی که از ریشه &ldquo;اصل&rdquo; ساخته شده است، نیز همین معنا را افاده می&rlm;کند که از جمله می&rlm;توان کلمه اصیل و کلمه آصال را نام برد. کلمه &ldquo;آصال&rdquo; جمع &ldquo;اُصُل&rdquo; و &ldquo;اُصُل&rdquo; خود جمع کلمه &ldquo;اصیل&rdquo; است. لذا آصال جمع الجمع کلمه &ldquo;اصیل&rdquo; به معنای پایان روز آورده شده است. در آیه ۱۵ سوره مبارکه رعد چنین می&rlm;خوانیم: &ldquo;&hellip; و لله یسجد من فی السموات و الارض طوعاً و کرها و ضلالهم بالغدو و الآصال.&rdquo; مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه چنین توضیح می&rlm;دهد: &ldquo;.. پس آصال جمع الجمع اصیل است و از این جهت این ساعت از روز، معین بین عصر و غروب آفتاب را آصال گفته&rlm;اند که گویی ریشه و مبدأ شب است.&rdquo;۶ در این نوشته با توجه به معنای لغوی و کاربرد آن در قرآن، واژه اصل به معنای ریشه و اساس تلقی می&rlm;شود و مورد استفاده قرار می&rlm;گیرد.
اصل تربیتی چیست؟
برای تشریح اصل تربیتی، پس از بیان معنای اصل باید به تبیین معنای واژه تربیت پرداخت و از آنجا که مفهوم تربیت در قرآن مدّ نظر است، باید به استخراج این معنا از قرآن کریم مبادرت کرد. در قرآن کریم ریشه&rlm;ای که بهترین و مناسبترین معنای واژه تربیت را افاده می&rlm;کند ریشه &ldquo;الرّب&rdquo; یعنی &ldquo;رب&rlm;ب&rdquo; است. &ldquo;الرّب&rdquo; در اصل به معنی تربیت و پرورش است یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالتی دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تمام و کمال آن برسد&rdquo;۷ واژه ربّ به&rlm;طور مطلق برای خدا به&rlm;کار می&rlm;رود ولی در حالت اضافه هم برای خدا و هم غیر او به&rlm;کار می&rlm;رود. مفردات راغب در ادامه بحث از واژه تربیت چنین شرح می&rlm;دهد: &ldquo;گفته شده ربّانی منسوب به ربّان است یعنی دانشمند و راسخ در علم دین و عارف بالله) و نیز گفته&rlm;اند ربّانی منسوب به واژه ربّ است که از مصدر است. پس ـ ربّانی ـ در این معنی یعنی منسوب به مصدر، کسی است که علم و دانش را تکامل می&rlm;بخشد؛ مثل حکیم و یا منسوب به خود اوست که در این صورت ربّانی یعنی کسی که نفس خویشتن با علم پرورش می&rlm;دهد که البته هر دو معنی (پرورش و رشد خویش با علم یا پرورش و رشد علم) تحقیقا ملازم یکدیگر است. زیرا کسی که نفس و جان خویش را با علم پرورش می&rlm;دهد در واقع علم و دانش را رشد داده است و کسی که در راه تکامل عمل و دانش کوشید، خویشتن را با آن تربیت کرده است.&rdquo;۸ تربیت به معنای فعالیتی تعاملی و دو جانبه است که بین مربی و متربی در جریان است و تا زمانی که متربی به هدف نهایی تربیت یعنی رشد و کمال دست یابد استمرار دارد. روشن است که مربّی برای ایجاد حالتی پس از حالت دیگر نیازمند به اصول و ضوابطی است که موفقیت این فرایند تعاملی را تضمین کند. با توجه به معنای اصل یعنی ریشه و اساس می&rlm;توان چنین نتیجه&rlm;گیری&rlm;کرد که اصل تربیتی، ریشه و بنیانی است که در جریان تربیت اجتناب&rlm;ناپذیر است و به&rlm;عنوان دستورالعملی کلی تمامی جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد و در صورتی که از آن تخطّی شود دستیابی به هدف دچار مخاطره جدّی می&rlm;شود. پس از بیان معنای اصل تربیتی بجاست که اصول تربیت را از دیدگاه صاحبنظران تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار دهیم. امّا نکته&rlm;ای که در بیان مفهوم اصل تربیتی و بررسی دیدگاه&rlm;های صاحبنظران تعلیم و تربیت دراین زمینه، باید مورد توجه قرارداد، این است که حیطه و دامنه تأثیر اصول تربیت تا کجاست. ارائه پاسخی دقیق و قانع&rlm;کننده به این سؤال تا اندازه زیادی ما را از گرفتار شدن در گرداب اختلاف نظرهای موجود درباره اصول تربیت مصون خواهد داشت. اگر جریان تربیت هدایت متربّی از سوی مربّی برای رسیدن به کمال مورد نظر خالق تلقی، و اصل نیز قاعده&rlm;ای بنیادین و اجتناب&rlm;ناپذیر برای این جریان تلقی شود، آنگاه اصل تربیتی ریشه و بنیانی خواهد بود که بر کل جریان تربیت از ابتدا تا انتها حاکم و ناظر است و به هیچ وجه و در هیچ موقعیتی امکان تخطی از آن وجود ندارد. از سوی دیگر اگر اصل را راهنمای عمل در تدابیر تربیتی بدانیم، تلویحا پذیرفته&rlm;ایم که بخشی از جریان تربیت ـ که شامل تعیین اهداف تربیتی است ـ از قلمرو شمول اصول خارج باشد و لذا اصولی این چنین را می&rlm;توان اصول کاربردی تربیت نام نهاد، در حالی که اصول کلی و فراگیر تربیت را می&rlm;توان اصول عام تربیت نامید. در تعیین اهداف تربیت، یادآوری این نکته ضروری است که هدف نهایی و غایی جریان تربیت از سوی خالق انسانها تعیین شده ولیکن برای گام برداشتن و نزدیک شدن به&rlm;سوی این هدف نهایی، تعیین هدفهای واسطه به مثابه ضرورت پله&rlm;های نردبان برای صعود بر بلندی، ضروری است و اصول عام تربیت بر جریان تعیین این اهداف و سپس تعیین محتوی و روشهای لازم برای تحقق این اهداف حاکم و ناظر است. در حالی که اصول کاربردی به مراحلی پس از تعیین اهداف واسط اشاره دارد و صرفا شیوه و طریق رسیدن به اهداف تعیین شده را مشخص می&rlm;سازد و خود در جریان انتخاب آنها هیچ نقشی ندارد. بدیهی است اگر ما به جریان تربیت واقع&rlm;بینانه نگاه بکنیم ضرورت وجود اصول عام تربیتی را با تمام وجود احساس می&rlm;کنیم و نمی&rlm;توانیم خود را از دقت و تعمق در تعیین اهداف واسطه&rlm;ای تربیت از مسئولیت بی&rlm;نیاز و مبرّی بدانیم. با توجه به این نکته است که نارسایی بسیاری از تعاریف ارائه شده برای اصول تربیتی روشن می&rlm;شود. در اینجا چند تعریف ارائه شده با توجه به این تقسیم&rlm;بندی مورد بحث و بررسی قرار می&rlm;گیرد. قدیمی&rlm;ترین بحث در زبان فارسی درباره اصول تربیت به مرحوم دکتر هوشیار مربوط است. ایشان در این زمینه چنین نوشته است: &rdquo; &hellip; تعلیم و تربیت در حقیقت مجموعه منظمی است از رفتار و جز این نیست. پس در آموزش و پرورش در جستجوی اصل عمل و رفتار باید بود و علم آموزش و پرورش خود عبارت از شناسایی به مجموعه اصولی است که منشأ و مصدر رفتار آموزگار و دانش&rlm;آموز می&rlm;باشد و در ضمن عمل یعنی در حین آموختن، فرا گرفتن، هدایت کردن و پرورش یافتن، آموزگار و شاگرد هر دو را به&rlm;کار می&rlm;آید. از این لحاظ بنابر نظر یکی از دانشمندان این فنّ علم آموزش و پرورش علم به اصول است و بس&hellip;&rdquo;.۹ تعریف مرحوم دکتر هوشیار از تعلیم و تربیت عملی و کاربردی است و خارج از قلمرو رفتار معلم و شاگرد، چیز دیگری را در تعلیم و تربیت دخیل نمی&rlm;داند و یا حداقل از ذکر آنها غفلت می&rlm;ورزد. در هر صورت وی در تعریف خویش از تعلیم و تربیت و اصول آن، تعیین اهداف تربیتی را چنانکه باید و شاید مورد توجه قرار نمی&rlm;دهد. لذا متناسب با دیدگاه ایشان، اصول ذکر شده بیشتر رنگ اصول کاربردی را دارد تا اصول عام. شاهد بر این مدعا تعریف ایشان از &ldquo;روش&rdquo; است که می&rlm;نویسد: &ldquo;اصل و روش یکی نیستند. مراد از روش در این مورد راه و طریقه&rlm;ای است که میان اصل و هدف امتداد دارد و عمل تربیتی را منظم و موصل به هدف و منظور مربی می&rlm;کند&rdquo;۱۰ لذا می&rlm;توان گفت که اصول مورد نظر دکتر هوشیار، شیوه و طریقه تحققّ هدف را تعیین می&rlm;کند و خود در تعیین هدف هیچ نقشی ندارد. گو اینکه اهداف باید در جای دیگر و توسط افرادی بجز دست اندرکاران تربیت تعیین گردد. ایشان در جای دیگر این نکته را با صراحت بیشتری چنین توضیح می&rlm;دهد: &ldquo;هر هدفی دارای اصل یا اصول مخصوص به خود است&rdquo;۱۱ پس اصول مورد نظر دکتر هوشیار اصول کاربردی است و جای اصول عام در جریان تربیتی مورد نظر ایشان همچنان خالی است. امّا هنگامی که وارد مرحله بیان اصول می&rlm;شود، این حالت کاربردی سلطه محض خویش را از دست می&rlm;دهد و در مقابل هر اصل مأخوذه از رفتار، یک اصل مأخوذه از نظام ارزشی حاکم بر جامعه قرار داده می&rlm;شود که علاوه بر تعیین روشهای تربیت به تعیین اهداف تربیت نیز چندان بی&rlm;توجه نیست؛ مثلاً در مقابل اصل فعالیت از اصل کمال سخن می&rlm;رود که براحتی نمی&rlm;توان آن را از رفتار معلم و شاگرد استخراج کرد، بلکه بیانگر اهدافی برای جریان تربیت است. بعلاوه اصول سندیّت و اجتماع نیز دارای این ویژگی است و خارج از قلمرو آنچه در رفتار معلم و شاگرد قابل رؤیت و کشف است، به تعیین &ldquo;باید&rdquo;هایی می&rlm;پردازد و این &ldquo;باید&rdquo;ها که برخاسته از دیدگاه&rlm;های ارزشی جامعه است، نقش اهداف را ایفا خواهد کرد. واژه&rlm;نامه تعلیم و تربیت ذیل عنوان اصل تدریس، اصل را چنین تعریف کرده است &ldquo;اصل عبارت از مفهوم یا تعمیمی است که به&rlm;عنوان راهنمایی برای معلم در هدایت شاگردان در رسیدن به اهداف آموزشی ایفای نقش می&rlm;کند&rdquo;۱۲ این تعریف نیز آشکارا اصول کاربری تربیت را مد نظر قرار داده است که در تعامل بین معلم و شاگرد ایفای نقش می&rlm;کند. شکوهی در بحث اصول آموزش و پرورش نیز این معنای خاص از اصل را مورد توجه قرار می&rlm;دهد و چنین می&rlm;نویسد: &ldquo;اصول تعلیم و تربیت مربیان را به منزله ابزاری است که با استفاده از آن می&rlm;توانند به موقع و در عین حال با روشن بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خویش را به&rlm;نحو رضایت بخشی انجام دهند.&rdquo;۱۳ شریعتمداری نیز تعریفی از اصل تربیتی ارائه کرده&rlm;است که همین جنبه خاص از اصول تربیت یعنی جنبه کاربردی آنها را مورد توجه قرار داده است. ایشان در بحث درباره اصول تعلیم و تربیت چنین نوشته است: &ldquo;اصول تعلیم و تربیت از نظر نگارنده مفاهیم، نظریه&rlm;ها و قواعد نسبتا کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان، معلمان، مدیران، اولیای فرهنگ و والدین دانش&rlm;آموزان در کلیه اعمال تربیتی باشد..&rdquo;.۱۴ باقری پس از بحث از معانی گوناگون اصل، اصل تربیتی را چنین تعریف کرده&rlm;است: &ldquo;&hellip; مقصود از اصل قاعده عامه&rlm;ای است که می&rlm;توان آن را به منزله دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به&rlm;عنوان راهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده کرد&rdquo;۱۵ در این تعریف نیز از آنجا که به راهنمای عمل در تدابیر تربیتی اشاره شده، کاربردی بودن اصول تربیت آشکارا قابل تشخیص، و تکلیف تعیین اهداف تربیتی روشن نشده است. ایشان اصولی را برای تربیت مطرح کرده است که برخی از آنها کمبود تعریف را برطرف می&rlm;کند و به لحاظ طیف و دامنه تأثیر، اهداف واسط جریان تربیت را نیز دربر می&rlm;گیرد، در حالی که برخی دیگر صراحتا به روشهای تربیت می&rlm;پردازند و امکان ایفای نقش چندانی در تعیین اهداف تربیتی ندارند. لذا به&rlm;نظر می&rlm;رسد جدا کردن این دو دسته از اصول، ایجاد تغییراتی را در تعریف اصل ایجاب کند؛ به عنوان مثال، اصول عدل و تعقل هم تعیین کننده روشها و محتوای جریان تربیت است و هم در تعیین اهداف تربیتی نقشی اساسی و انکارناپذیر دارد به&rlm;طوری که در جریان هدفگذاری رعایت این دو اصل الزامی و اجتناب&rlm;ناپذیر است. از سوی دیگر اصولی چون تذکر، فضل، سبقت و&hellip; در تعیین اهداف تربیتی نقشی ندارد و صرفا به مراحل بعدی تربیت یعنی روشها و محتوای تربیت ناظر است. احمدی در بحث از اصول تربیت در اسلام، اصل را زیر بنا و ریشه و بنیانی می&rlm;داند که به هیچ وجه نمی&rlm;توان از آن تخطی کرد.۱۶ ایشان سپس اصول توحید، نبوت و عدل را به&rlm;عنوان شاهد مثال ذکر کرده و برخلاف سایر افراد در بیان اصول تربیت اسلامی، از اصول عام تربیت سخن گفته است. اگرچه صرف معرفی اصول عام کافی نیست و ارائه اصول کاربردی نیز ضرورت است، مع&rlm;الوصف به لحاظ اینکه به اصول عام و تعیین&rlm;کننده اهداف تربیت اسلامی که نشأت گرفته از جهان بینی است، توجه کافی داشته، دیدگاه ایشان درخور توجه است. در اینجا برای تبیین معنای اصل تربیتی، واژه&rlm;های دیگری چون مبنا، هدف و روش را مورد توجه قرار می&rlm;دهیم و تفاوت آنها را با اصل تربیتی به اختصار بررسی می&rlm;کنیم. مبانی تربیت مشتمل بر علوم و حوزه&rlm;هایی از معرفت است که به&rlm;واسطه آنها اطلاعات لازم برای تنظیم جریان تربیت به&rlm;دست می&rlm;آید. واژه نامه تعلیم و تربیت، مبانی تعلیم و تربیت۱۷ را چنین تعریف کرده است: &ldquo;&hellip;. مبانی تربیت عبارت از بخشی از برنامه درسی دوره تربیت معلم است که به مطالعه عوامل اجتماعی، نهادها و روابط بین آنها در آموزش رسمی می&rlm;پردازد. مطالبی نظیر تاریخ، اقتصاد، جامعه&rlm;شناسی، روانشناسی، علوم&rlm;سیاسی، انسانشناسی، جغرافیا و فلسفه به&rlm;عنوان مبنای بحث و مطالعه به&rlm;کار می&rlm;رود.&rdquo;۱۸ شکوهی نیز درباره مبانی تعلیم و تربیت نوشته است که: &ldquo;&hellip; مبانی تعلیم و تربیت از موقع آدمی و امکانات و محدودیتهایش و نیز از ضرورتهایی که حیات همواره تحت تأثیر آنهاست، بحث می&rlm;کند&hellip;&rdquo;.۱۹ وی مبانی تعلیم و تربیت را به دو دسته علمی و فلسفی تقسیم می&rlm;کند. مبانی علمی آموزش و پرورش با توجه به ویژگیهای زیستی، اجتماعی و روانی مورد تربیت مشخص می&rlm;شود. مبانی فلسفی آموزش و پرورش از ملاحظات اخلاقی و فلسفی مربوط به طبیعت آدمی و هدفها و غایات تربیت افراد استخراج می&rlm;شود. لذا بین اصل و مبنا تفاوت وجود دارد. اصل مشتمل بر نوعی راهنمای کلی است که بر تمام جریان تربیت حاکم و ناظر است در حالی که مبنا اغلب شامل یک یا چند رشته از معرفت بشری است که درکسب شناختی بهتر از جریان تربیت و تعیین اصول مقتضی به ما کمک می&rlm;کند. بدیهی است بدون مراجعه به مبانی صحیح نمی&rlm;توان اصولی صحیح را برای جریان تربیت استخراج کرد. واژه دیگری که توضیح معنای آن در ارتباط با اصل تربیتی ضروری به نظر می&rlm;رسد، هدف تربیتی است. هدف نقطه&rlm;ای است که هر جریان تربیتی درصدد رسیدن بدان است. از آنجا که تربیت جریانی پویا و مستمر است و هر لحظه به ایجاد حالتی پس از حالتی دیگر اقدام می&rlm;شود تا اینکه انسان به کمال نهایی نائل شود، لذا رسیدن به هر مرحله و حالت می&rlm;تواند نقطه&rlm;ای تصور شود و نقش هدف را ایفا بکند. تنها پس از رسیدن به هر مرحله و حالت است که هدف و مرحله بالاتری اهمیت می&rlm;یابد و انسان را به کوشش و تلاش برای رسیدن بدان وا می&rlm;دارد. این سیر سلسله مراتبی تا رسیدن به هدف نهایی تربیت ادامه دارد. لذا می&rlm;توان به وجود دو دسته اهداف برای تربیت قائل شد: هدف نهایی و اهداف واسطه&rlm;ای. هدف نهایی توسط خالق انسان تعیین می&rlm;شود و مربی و متربی فقط باید آن را بشناسند و از طریق تعیین اهداف واسطه&rlm;ای و روشهای مربوط، به تحقق آن اقدام کنند. اما در ارتباط با تعیین اهداف واسطه&rlm;ای می&rlm;توان دو دسته اصول تربیتی را ذکر کرد: دسته اول اصولی که تعیین اهداف واسطه&rlm;ای را نیز دربر می&rlm;گیرد و به اعتبار حاکمیت بر کل جریان تربیت، اصول عام تربیتی نام دارد. دسته دیگر اصولی است که به تعیین روشها و محتوای تربیتی برای رسیدن به اهداف تعیین شده می&rlm;پردازد و خود در جریان هدفگذاری نقشی ندارد. این&rlm;گونه اصول را می&rlm;توان اصول کاربردی تربیت نام نهاد. واژه دیگر در این زمینه، روش تربیتی است. منظور از روش تربیت، طریقه&rlm;ای است که رسیدن جریان تربیت را به هدف مورد نظر میسر می&rlm;سازد. معمولاً برای انجام دادن هر کاری به دستورالعمل و راهنمای عمل احساس نیاز می&rlm;شود و اصل تربیتی در جریان رسیدن به هدف برطرف&rlm;کننده چنین نیازی است. تفاوت عمده اصل و روش تربیتی در این است که اصل، دامنه&rlm;ای وسیعتر دارد و می&rlm;تواند در آن واحد بر چند روش گوناگون حاکم و ناظر باشد، در حالی که روش تربیتی، خاص موقعیت ویژه&rlm;ای است و متناسب با موقعیت باید از روشهای خاصی برای رسیدن به اهداف تربیتی بهره جست. لذا اصل تربیتی (اعم از عام و کاربردی) دامنه&rlm;ای وسیعتر دارد و دربر گیرنده روش تربیتی است.
منبع اصل تربیتی کجاست؟
در بیان معنای اصل تربیتی، اصل تربیتی به&rlm;عنوان دستورالعملی تعریف شده است که کل جریان تربیت را تحت نفوذ خویش دارد و تخطی از آن موجب مخاطراتی جدی در رسیدن به اهداف خواهد شد. سؤالی که اکنون مطرح است این است که این اصول از کجا و چگونه اقتباس می&rlm;شود. آیا چنانکه مرحوم دکتر هوشیار در اصول تعلیم و تربیت می&rlm;نویسد، باید به تعمق و تفحص در رفتار یادگیرنده و یاددهنده پرداخت یا اینکه باید از منابع اطلاعاتی دیگری برای تعیین اصول بهره گرفت؟ به عبارت دیگر می&rlm;توان این سؤال را مطرح کرد که اصول تربیتی موضوعه است یا مکشوفه؟ اگر موضوعه است چه کسی صلاحیت وضع (برقراری) آنها را دارد و اگر مکشوفه است در کجا و چگونه باید به اکتشاف و پی&rlm;جویی آنها پرداخت؟ آیا اصول را می&rlm;توان به گروه&rlm;هایی تقسیم کرد؟ اگر چنین تقسیم&rlm;بندی از اصول وجود دارد آیا منبع استخراج هر دسته از دیگری متمایز است یا خیر؟ نخست به بررسی معنای اصول موضوعه و اصل متعارفه می&rlm;پردازیم. &ldquo;اصول موضوعه مجموعه قضایا و احکام نظری است که بدون استدلال و برهان در علمی پذیرفته می&rlm;شود تا مسائل آن حوزه علمی براساس آن اثبات شود؛ مثلاً اصل تربیت&rlm;پذیر بودن انسان در علم آموزش و پرورش، اصل موضوعه است بدون اینکه این علم اساسا آن را اثبات کرده باشد. از سوی دیگر اصول متعارفه مجموعه قضایا و قضاوتهای روشن و قطعی است که تمام فعالیتهای هر علم بر آنها مبتنی است؛ مانند اصول مکانیک که خود در علم مکانیک اثبات می&rlm;شود. این گونه قضایا در خود حوزه علمی به اثبات رسیده و به&rlm;صورت قواعد و قوانین کلی در می&rlm;آید.۲۰ مرحوم دکتر هوشیار از جمله افرادی است که درباره موضوعه یا مکشوفه بودن اصول تربیت به بحث پرداخته است. وی بر این باور است که اصول تربیت به&rlm;جای وضع کردنی بودن کشف کردنی است و از طریق ملاحظه رفتار معلم و شاگرد کشف می&rlm;شود. وی در این زمینه چنین نوشته است: &ldquo;&hellip; باید در زندگی فردی و جمعی نوع انسان مطالعه کرد و هدف تربیتی وی را معین ساخت و در هستی او نگریست تا اصولی را که برای ترقی او یعنی وصول به هدفهای مستخرج از زندگی لازم است، کشف نمود و متوجه بود که اصول آموزش و پرورش وضع کردنی نیست بلکه از جمله اموری است کشف کردنی؛ چنانکه اصل وجود را و اصل معرفت را نیز وضع نکرده&rlm;اند و به کشف آنها پرداخته&rlm;اند، در آموزش و پرورش نیز باید به کشف اصول پرداخت&rdquo;۲۱ تقی پور ظهیر نیز در بحث از اصول، جنبه کشفی را مد نظر دارد و بر این باور است که برای کشف اصول تربیت باید به مطالعه درباره انسان، جامعه و نظریات فلاسفه و علما (بویژه در مورد هستی&rlm;شناسی، معرفت&rlm;شناسی و تحقیقات علوم زیستی و روانشناسی) پرداخت،۲۲ در اینجا مرز کشف و وضع چندان روشن نیست. مع&rlm;الوصف به&rlm;نظر می&rlm;رسد که بتوان ملاک این امر را فعالیت دست اندرکاران تربیت دانست؛ مثلاً هنگامی که مربّی به جستجو و تفحص در رفتار شاگرد می&rlm;پردازد و یا از طریق علوم رفتاری ویژگیهای انسان را شناسایی می&rlm;کند، در واقع نقش کاشف را دارد، در حالی که اگر او اصول را دست نخورده و در بست از زمینه&rlm;های دیگر معرفت دریافت کند و آنها را در جریان تربیت به&rlm;کار بندد، از اصول موضوعه استفاده کرده است. روشن است که علم تربیت دارای مجموعه&rlm;ای از اصول موضوعه است که از سایر حوزه&rlm;های معرفت به رعایت گرفته شده و درواقع نقش مبانی تربیت، ارائه مجموعه&rlm;ای از اصول موضوعه برای تربیت است. بعلاوه علم تربیت در جریان اجرا به اصولی دست می&rlm;یابد که به&rlm;دلیل اینکه در خود علم و از طریق تحقیقات تربیتی به&rlm;دست آمده است، در زمره اصول متعارفه یا مکشوفه قرار می&rlm;گیرد. لذا نمی&rlm;توان با اطمینان قاطع اظهار داشت که اصول تربیت فقط یکی از این دو نوع است، بلکه به&rlm;نظر می&rlm;رسد در جریان تربیت از هر دو گروه، این اصول استفاده می&rlm;شود. سؤالی دیگر که باید بدان پاسخ داد این است که منبع اصول چیست. پاسخ این سؤال در مورد اصول کلی تربیت یعنی بدون هیچ&rlm;گونه قیدی، مبانی تربیت و تحقیقات تربیتی است اما اگر در مورد تربیت اسلامی این سوال مطرح بشود پاسخ تا اندازه&rlm;ای متفاوت خواهد بود. در تربیت اسلامی باید به بررسی و تفحص در متون اسلامی پرداخت و براساس انسانشناسی اسلامی، اصول تربیتی مربوط را استخراج، و نمی&rlm;توان به استخراج اصول از رفتار مربی و شاگرد اکتفا کرد. چون که در تربیت اسلامی به&rlm;جای انسان موجود (فعلی) تکیه بر انسان مطلوب (آرمانی) است و از آنجا که انسان، جامعه، فلاسفه و علمای آرمانی وجود ندارد، نمی&rlm;توان به کشف اصول (استخراج اصول) از رفتار آنها اقدام کرد. این نکته بویژه در مورد اصول عام تربیت حایز اهمیت است. این اصول را قطعا باید از قرآن و سنت استخراج کرد. از آنجا که قرآن قبل از هر چیز کتاب تربیت است، قطعا رهنمودهای کافی و جامعی در این زمینه خواهد داشت و انسان مورد نظر خداوند را ترسیم کرده است. لذا استناد به سایر منابع مذهبی نیز منوط به موافقت با نص قرآن کریم است. بدیهی است در مراجعه به متون دینی صحبت از کشف به معنایی که دکتر هوشیار مد نظر دارد چندان خالی از اشکال نیست. دکتر هوشیار بیشتر به کشفی بلاواسطه و مستقیم از رفتار افراد در جریان تربیت اشاره می&rlm;کند. در حالی که تعمق در متون دینی و کشف اصول از آنها حداقل نوعی کشف با واسطه یا دست دوم است. در هر حال اصول تربیت در اسلام به&rlm;دلیل اجتهاد و استنباط افراد از متون دینی حالت کشفی دارد و نه وضعی؛ اگرچه قبلاً از سوی خالق انسانها وضع شده و برای ابلاغ این وضع نیز تا اندازه لازم اقدام شده است و ارسال رسل در واقع برای ابلاغ وضع مورد نظر خداوند به بندگان بوده است. دلایلی که رجحان کشفی بودن اصول را بر وضعی بودن آنها به اثبات می&rlm;رساند، اختلاف نظر صاحبنظران اسلامی در برخی اصول است. چه اینکه اگر اصول جنبه وضعی داشت دیگر هیچ اختلاف نظری موجه تلقی نمی&rlm;شد. آنچه گفته شد بیشتر مربوط به اصول عام تربیت اسلامی است و در اصول کاربردی تربیت علاوه بر متون و نصوص مذهبی و غور و تعمق در آنها می&rlm;توان از نتایج تحقیقات تربیتی و سایر زمینه&rlm;های معرفت نیز بهره گرفت. چه اینکه نمی&rlm;توان تنها به کتاب و سنت استناد کرد و چه بسا بسیاری از روشها و جنبه&rlm;های کاربردی در آن متون و منابع مورد تصریح قرار نگرفته باشند. احمدی در بحث از اصول تربیت معتقد است که اصول تربیت را باید از قرآن و حدیث استخراج کرد. ایشان در این زمینه می&rlm;نویسد: &ldquo;&hellip; اصول تربیت در اسلام، اصولی نیست که از بررسی نیازهای فردی و اجتماعی استخراج شود. همچنین آنها از اصول موضوعه نیست که از سایر علوم اقتباس گردد. اصول تربیت در اسلام عبارت از مبانی و بنیانهای مورد نظر اسلام برای تربیت انسان است که باید زیر بنای همه فعالیتهای تربیتی قرار گیرد..&rdquo;۲۳ آشکارا روشن است که اصول مورد نظر ایشان اصول عام تربیتی است و نه اصول کاربردی تربیت.
اصول تربیت اسلامی
همانگونه که در تعریف اصل تربیتی گفته شد، اصل تربیتی ریشه و بنیانی است که در جریان تربیت، اجتناب&rlm;ناپذیر است و به عنوان دستورالعملی کلی، تمام جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد و در صورت تخطی از آن، رسیدن به هدف آرمانی تربیت، دستخوش مخاطره می&rlm;شود. در این مبحث با در نظر گرفتن این معنای اصل تربیتی به معرفی چند اصل در تربیت اسلامی می&rlm;پردازیم. این اصول دارای ویژگی جامع و فراگیر است و سیطره و نفوذ آنها در تمام ابعاد نظام تربیتی اسلام، ضرورتی اجتناب&rlm;ناپذیر دارد. البته معرفی یک یا چند اصل عام تربیتی به منزله غفلت و نادیده انگاشتن اصول کاربردی نخواهد بود؛ چرا که پس از تعیین چهارچوب فعالیت و اهداف، تعیین و هدایت روشهای اجرای تربیت در قلمرو اصول کاربردی تربیت است. در این نوشته شش اصل از اصول عام تربیت اسلامی (کرامت انسان ـ مسئولیت انسان ـ تعقل و اندیشه ورزی ـ عدل ـ کمال جویی و وسع انسان) معرفی و مورد بحث قرار خواهد گرفت. لازم به ذکر است که این اصول علاوه بر اینکه در جریان تربیت، راهنمای عمل مربی در اتخاذ تدابیر تربیتی است، در تعیین اهداف واسطه&rlm;ای تربیت نیز دخالت تام دارد و بدون رعایت آنها نمی&rlm;توان هدفی واقع&rlm;بینانه و مطلوب را تعیین و توصیه کرد.
۱ـ اصل کرامت
در قرآن کریم شرافت و کرامت انسان را براحتی می&rlm;توان از تشریح جریان خلقت حضرت آدم (ع) و فرمان سجده ملائکه در مقابل ایشان و اعطای مقام جانشینی خدا در روی زمین دریافت. انسان که این چنین از سوی خالق مورد احترام و تکریم قرار گرفته در جریان تربیت نیز باید همواره مورد تکریم باشد و از تعیین هر گونه هدف و روشی که منافی با این کرامت و شان والای اعطایی از سوی خداوند باشد اجتناب گردد. از شرافت و کرامتی که خداوند ـ رب و مربی اصلی انسان ـ برای مخلوق خویش قائل شده است چنین برمی&rlm;آید که این امر باید به عنوان یک اصل در جریان تربیت وی برای رسیدن به رشد نهایی و کمال و آخرین مرحله تربیت یعنی رسیدن به مقام قرب &ldquo;ربوبی شدن&rdquo; مورد توجه و دقت قرار گیرد. خداوند متعال در سوره مبارکه اسراء درباره کرامت انسان در جهان خلقت و علائم کرامت وی چنین می&rlm;فرماید: &hellip; و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً&hellip; (اسراء / ۷۰) ترجمه: ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب برّ و بحر سوار کردیم (جهان جسم و جان را مسخر ایشان ساختیم) و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت بزرگ بخشیدیم. یکی از نشانه&rlm;های کرامت و عظمت شأن انسان در تربیت اسلامی این است که خداوند از روح خویش در وجود وی دمیده و به همین لحاظ وی را شایسته کرد فرشتگان دانسته است در سوره مبارکه حجر چنین می&rlm;خوانیم : &hellip; فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعواله ساجدین&hellip;..(حجر / ۲۹) ترجمه: چون آن عنصرها را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید. از جمله دیگر نشانه&rlm;های کرامت و عظمت شأن انسان، رسیدن به مقام جانشینی خداوند در روی زمین است. در سوره مبارکه بقره می&rlm;خوانیم : &hellip;. و اذقال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفه. (بقره/۳۰) ترجمه! به&rlm;یاد آر آنگاه که پروردگار فرشتگان را فرمود، من در زمین خلیفه خواهم گماشت. روشن است که جانشین و نماینده باید بین دیگران به بالاترین درجه احترام و ارزش از سوی اعطاکننده منصب جانشینی دست یافته باشد تا اینکه به آن منصب گماشته شود. خداوند متعال پس از خلقت انسان و متعادل ساختن وی و دمیدن روح خویش در او این استعداد و قابلیت را در انسان متحقق کرده و وی را بر این مقام گماشته است. این اصل در جریان تربیت هم بر تمام عناصر جریان تربیت و هم بر مراحل آن ناظر است و نمی&rlm;توان عنصری یا مرحله&rlm;ای را تصور کرد که از این اصل بی نیاز باشد. در تدوین اهداف واسطه&rlm;ای تربیت، کرامت و شرافت انسانی باید رعایت شود و هیچ هدف یا نقطه&rlm;ای را نمی&rlm;توان تعیین کرد که با کرامت و شأن انسان که اشرف مخلوقات و جانشین خداوند در روی زمین است منافی باشد. بعلاوه در تدوین محتوای تربیت، روش تربیت، استخدام ابزار تربیت و ارزشیابی میزان رسیدن به اهداف، نیز این اصل باید مورد توجه و نصب العین باشد و هر گاه که این اصل مورد غفلت قرار گیرد، به تحقق هدف نهایی تربیت نمی&rlm;توان امیدوار بود. این اصل نه تنها در تمام زمینه&rlm;های تربیت بلکه در تمام مراحل تربیت نیز کاربرد دارد و باید آن را در تمام مقاطع و مراحل سنّی مورد توجه و عنایت قرار داد. کودک خردسال را باید به همان اندازه مورد احترام و تکریم قرار داد که جوان یا بزرگسال را. لذا در میزان احترام یا تکریم متربی در هیچ مقطع سنی تفاوتی نیست، بلکه آنچه متفاوت است چگونگی اعمال و اجرای این اصل بنیادی است. به&rlm;طوری که کودک نیازمند نوعی خاص از احترام است در حالی که بزرگسال و یا جوان بودن نوع دیگری را ایجاب می&rlm;کند. در این زمینه موقع&rlm;شناسی مربی نوع و نحوه اجرای اصل کرامت را تعیین می&rlm;کند ولیکن در هر حال نمی&rlm;توان از آن چشم پوشید و کودک را به بهانه اینکه هنوز فاقد توانایی تشخیص خوب و بد است، بدون جلب علاقه و انگیزه به انجام&rlm;دادن برخی امور مجبور کرد.
۲ـ اختیار و مسئولیت انسان
انسان در دیدگاه اسلامی حامل امانت الهی تلقی شده و مسئولیتی عظیم را بر دوش گرفته است. مسئولیت و امانتی که بنا به نص قرآن کریم، آسمانها و زمین از پذیرفتن آن ناتوان بوده&rlm;اند ولیکن انسان به دلیل اینکه امکان و استعداد علم را دارد، آن را پذیرفته است. در قرآن کریم چنین می&rlm;خوانیم : &hellip;&hellip;. انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولاً (احزاب/۷۲) ترجمه: ما آن امانت را بر آسمانها و کوه&rlm;ها و زمین عرضه کردیم، پس آنها از تحمل آن خودداری کردند و ترسیدند و انسان آن را حمل کرد، چون انسان ستم پیشه و جاهل بود. درباره اینکه امانت الهی چه بوده، احتمالات فراوانی مطرح شده است. مرحوم علامه طباطبایی پس از بررسی یکایک احتمالات، این امانت را &ldquo;ولایت الهی&rdquo; می&rlm;داند و می&rlm;فرماید: &ldquo;مراد از عرضه داشتن این ولایت بر آسمانها و زمین و سایر موجودات، مقایسه این ولایت با وضع آنها و معنای آیه این است که اگر ولایت الهی را با وضع آسمانها و زمین مقایسه کنی خواهی دید که اینها تاب تحمل آن را ندارند و تنها انسان می&rlm;تواند حامل آن باشد&rdquo;.۲۴ در مورد اینکه گفته شده است که انسان قبول کننده این امانت ظلوم و جهول است، می&rlm;فرماید: &ldquo;ولیکن عین همین ظلم و جهل انسان مصحّح حمل امانت و ولایت الهی است. برای اینکه کسی متصّف به ظلم و جهل می&rlm;شود که شأنش این است که متصّف به علم و عدل باشد و گرنه چرا به کوه ظالم و جاهل نمی&rlm;گویند.&rdquo;۲۵ از تفاسیر چنین بر می&rlm;آید که انسان به دلیل این استعداد وجودی خود تنها موجودی است که صلاحیت پذیرش و تحمل ولایت الهی را دارد و روشن است که پذیرش این امانت بزرگ مسئولیتی بزرگ را بر دوش انسان می&rlm;افکند. جریان تربیت باید همواره به&rlm;گونه&rlm;ای سازمان یابد تا استعداد وجودی انسان در حفظ و نگهداری امانت الهی یعنی علم و عدل به بهترین وجه ممکن پرورش یابد و از در افتادن به ورطه ظلم و جهل در امان ماند. در قرآن کریم همواره از مسئولیت انسان سخن رفته و بیان شده است که انسان مورد سؤال و بازخواست قرار خواهد گرفت. روشن است که مسئولیت باید در مقابل امری یا وظیفه&rlm;ای باشد که به وی اعطا شده است، در غیر این صورت مسئولیت و پاسخگویی معنایی نخواهد داشت. لذا هر زمان که صحبت از مسئولیت و حساب پس&rlm;دهی به میان می&rlm;آید، منظور این است که فرد توانایی و استعداد انجام&rlm;دادن آن امر را دارد و باید به انجام&rlm;دادن آن مبادرت می&rlm;کرده است. این نکته یعنی تناسب استعداد و آمادگی با مسئولیت را در سوره انبیا چنین می&rlm;یابیم : &hellip;.. قال بل فعله کبیرهم هذا فسئلوهم ان کانوا ینطقون&hellip; (انبیاء/۶۳) این آیه مربوط به داستان بت شکنی حضرت ابراهیم (ع) است. وقتی بت پرستان به آن حضرت گفتند: ای ابراهیم تو با خدایان ما چنین کردی؟ ابراهیم در مقام احتجاج گفت: &ldquo;بلکه این کار را بزرگ آنها کرده است شما از این بتان سوال کنید، اگر سخن می&rlm;گویند&rdquo;. از این احتجاج حضرت ابراهیم نتیجه گرفته می&rlm;شود که پاسخگویی و مسئولیت، مستلزم نوعی توانایی و قدرت است و لذا بتهای بیجان از آنجا که توانایی انجام&rlm;دادن هیچ کاری را ندارند، سؤال کردن از آنها نیز بیهوده خواهد بود ولیکن آن حضرت برای اثبات ناتوانی آنها این پیشنهاد را مطرح فرمودند. از جمله آیات دیگری که موضوع مسئولیت و حساب پس دهی انسان را گوشزد می&rlm;کنند می&rlm;توان به آیات ذیل اشاره کرد : &hellip;. ایحسب الانسان ان یترک سدی&hellip; (قیامت/۱۴) ترجمه: آیا انسان می&rlm;پندارد که او را مهمل از تکلیف و ثواب و عقاب گذارند (و غرضی در خلقتش منظور ندارند؟) یعنی اینکه آیا انسان فکر می&rlm;کند به حسابش نمی&rlm;رسند و عذاب نمی&rlm;شود و از او بازخواست و سؤال نمی&rlm;کنند. پاسخ به این سوال بر اساس امانت و مسئولیت الهی منفی است و وی باید پاسخگو باشد. قرآن کریم در این زمینه چنین آورده است : &hellip;.. و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتابا یلقیه منشورا (اسراء/۱۳) ترجمه: ما مقررات و نتیجه اعمال نیک و بد هر انسانی را طوق گردن او ساختیم (که ملازم و قرین همیشگی او باشد) و روز قیامت کتابی (که نامه عمل اوست) بر او بیرون آریم، در حالی که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند. این آیه شریفه نیز اشعار می&rlm;دارد که انسان باید پاسخگوی اعمال نیک و بد خویش باشد و جریان تربیت باید موقعیت لازم را برای ادای این تکلیف و مسئولیت فراهم آورد. در قرآن کریم بر ضرورت پاسخگویی تأکید شده و حتی خداوند متعال برای تأکید و اصرار بر آن قسم یاد کرده است. در ذیل، چند مورد از آیات در این زمینه را ملاحظه می&rlm;کنیم: &hellip;. تالله لتسئلن عما کنتم تفترون&hellip; (نحل / ۵۶) ترجمه: البته آنچه از نیک و بد کرده&rlm;اید از همه سؤال خواهید شد. ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم (تکاثر/ ۸) ترجمه: آنگاه از نعمتها (مانند مال و جاه و صحت و جوانی و عمر و نعمت بزرگ ولایت علی (ع) و غیره) شما را در آنجا باز می&rlm;پرسند. در سوره مبارکه صافات می&rlm;خوانیم که فرموده است: وقفوهم انهم مسئولون (صافات / ۲۴) ترجمه: آنجا نگهشان بدارید که باید بازخواست شوند. بنا به گفته صاحب مجمع البیان معنای جمله وقفوهم این می&rlm;شود که ایشان را نگه دارید و نگذارید بروند که باید بازخواست شوند. از سیاق استفاده می&rlm;شود که این امر به بازداشت و بازخواست در سر راه جهنم صورت می&rlm;گیرد&hellip;&rdquo;۲۶ لذا ملاحظه می&rlm;شود که انسان باید پاسخگوی اعمالی باشد که در دنیا انجام داده و هدف از ذکر موارد مکرر مسئولیت وبازخواست در قرآن این بوده است که در تربیت انسان یعنی ربوبی ساختن و نزدیکتر و نزدیکتر ساختن وی به کمال نهایی مورد نظر احساس مسئولیت، امری ضروری و بنیادی است. این احساس مسئولیت باید از اندرون مربی و متربی بجوشد و سپس به اعمال فردی و اجتماعی ایشان سرایت کند. اصل مسئولیت انسان، اصلی است که باید در تمامی بخشهای جریان تربیت و در تمام مقاطع و مراحل تربیت مد نظر قرار گیرد؛ به عنوان مثال: اصل مسئولیت در تعیین اهداف مقطعی تربیت باید همواره مد نظر باشد یعنی مربی و متربی باید در مورد چرایی هدف برگزیده شده، جوابگو باشند و هیچ عذری مبنی بر اینکه در جریان هدفگذاری مداخله&rlm;ای نداشته&rlm;اند، مسموع نخواهد بود. بعلاوه در روش تدریس، مربی و متربی هر دو مسئول هستند و هیچ کدام نمی&rlm;توانند از زیر بار مسئولیت خطیر خویش شانه خالی بکنند. در ارزشیابی نیز باید مسئولیت متربی را در نظر داشت و متربی را شخصی مسلوب الاراده ندانست که فقط به اعمال مربی پاسخ گوید، خود هیچ دخالتی در امور نداشته باشد.
۳ـ اصل عقل
اصل دیگری که می&rlm;توان در تربیت اسلامی از آن سخن گفت اصل عقل است؛ به این معنی که در هیچ کدام از عناصر جریان تربیت و در هیچ یک از مراحل تربیت نمی&rlm;توان اصل عقل را نادیده گرفت و ملاک و مناط هر فعالیتی انطباق آن با اصول عقلانی است. قرآن کریم بارها انسان را به تعقل و تفکر دعوت می&rlm;کند و بسیاری از امور صرفا به&rlm;دلیل اینکه زمینه ساز تعقل و تفکر بشود، توصیه شده است. گو اینکه رسیدن به تعقل و تفکر راه را برای رسیدن به اهداف بالاتر تربیت فراهم خواهد ساخت. از این زاویه می&rlm;توان تعقل را به عنوان یکی از اهداف واسطه&rlm;ای تربیت معرفی کرد. اما از آنجا که طیفی بسیار وسیع را تحت پوشش قرار می&rlm;دهد و با قاعده مورد نظر ما یعنی عمومیت و ضرورت در کل جریان تربیت انطباق کامل دارد، می&rlm;توان آن را به عنوان یک اصل بنیادین معرفی کرد. در این نوشته منظور از تعقل، تفکر جهت دار است؛ یعنی تفکری که مبتنی بر مجموعه&rlm;ای از قواعد و مقررات باشد و این مقررات، منطقی بودن و وافی به مقصود بودن تفکر را تضمین، و آن را از خیالات و اوهام مجزا بکنند. کلمه عقل در لغت به معنای بستن وگره زدن است. به همین مناسبت ادراکاتی هم که انسان دارد و آنها را در دل دارد و پیمان قلبی نسبت به آنها بسته، عقل نامیده&rlm;اند و نیز مدرکات واقعی آدمی را و آن قوه&rlm;ای را که در خود سراغ دارد و به&rlm;وسیله آن خیر و شر و حق و باطل را تشخیص می&rlm;دهد، عقل نامیده&rlm;اند.&rdquo;۲۷ مرحوم علامه طباطبایی پس از بحث درباره انواع ادراکات انسان در مورد عقل چنین می&rlm;نویسد: &ldquo;و خدای عز و جل هم کلام خود را بر همین اساس ادا نموده، و عقل را نیرویی تعریف کرده که انسان در دینش از آن بهره&rlm;مند شود و به&rlm;وسیله آن راه به&rlm;سوی حقایق معارف و اعمال صالح پیدا نموده و پیش بگیرد. پس اگر عقل انسان در چنین مجرایی قرار نگیرد و قلمرو عقلش به چهار دیوارهای خیر و شر دنیوی محدود گردد دیگر عقل نامیده نمی&rlm;شود.&rdquo;۲۸ پس عقل یعنی نیروی تمیز دهنده خیر و شر باید به عنوان اصلی در نظام تربیتی اسلامی مورد توجه قرار گیرد، چونکه مسئولیت اصلی تربیت به عهده افراد دخیل در جریان تربیت یعنی یاد دهنده و یاد گیرنده (مربی و متربی) است و برای اینکه اینان بتوانند در هر مورد تصمیم درست را اتخاذ بکنند، باید از نوعی توانایی و صلاحیت برخوردار باشند. توانایی&rlm;ای که مسئولیت و بازخواست را موجه و منطقی می&rlm;سازد و این استعداد و توانایی از نیروی درونی ناشی می&rlm;شود که عقل نام دارد. اگر افراد از عقل و اصول عقلانی متابعت کنند، طبعا مشکلی در رسیدن به اهداف واسطه&rlm;ای و بالاخره هدف نهایی تربیت نخواهند داشت. موضوع تفکر و تعقل در آیات فراوانی از قرآن کریم مورد بحث قرار گرفته که به چند مورد از آنها اشاره می&rlm;شود. در سوره مبارکه بقره خطاب به ملت یهود چنین می&rlm;خوانیم: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلاتعقلون. (بقره/۴۴) ترجمه: شما که کتاب آسمانی می&rlm;خوانید چگونه مردم را به نیکی فرمان می&rlm;دهید و خودتان را از یاد می&rlm;برید چرا به عقل در نمی&rlm;آیید. از این آیه در می&rlm;یابیم که اگر قوم یهود به عقل خویش مراجعه می&rlm;کردند نباید انتظار انجام&rlm;دادن کاری را از دیگران داشته باشند که خود بدان عامل نیستند و این اصل عقلی اولی است که هر عاقلی بدان قائل است و اگر کسی بخواهد به عنوان مربی به آموزش امری اقدام کند، اصل عقل ایجاب می&rlm;کند که خودش عامل بدان باشد. در سوره مبارکه ملک می&rlm;خوانیم که دوزخیان در پاسخ فرشتگان می&rlm;گویند : لوکنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر (ملک/۱۰) ترجمه: اگر ما در دنیا رسولان را در نصایح و مواعظشان اطاعت کرده بودیم و یا حجت حق آنان را تعقل می&rlm;کردیم امروز در زمره اهل جهنم نبودیم و همانند ایشان در آتش جاودانه معذب نمی&rlm;شدیم. در این آیه شریفه &ldquo;منظور از سمع، استجابت دعوت رسولان و التزام به مقتضای سخن ایشان است که خیر خواهان امین&rlm;اند و منظور از عقل التزام به مقتضای دعوت به حق ایشان است تا آن را تعقل کنند و با راهنمایی عقل بفهمند که دعوت ایشان حق است، و باید انسان در برابر حق خاضع شود&rdquo;۲۹ لذا اگر کفار به مقتضای عقل خویش عمل کرده بودند و دعوت پیامبران را اجابت می&rlm;کردند، می&rlm;توانستند از عاقبت خطرناک خویش نجات یافته و به بهشت و رضوان الهی یعنی هدف نهایی تربیت نائل شوند و علت انحراف آنها از هدف، عدم رعایت اصل عقل بوده است و باز علت بی&rlm;اعتنایی به نماز و عبادت خدای تعالی نداشتن عقل یا به&rlm;عبارت دیگر عدم رعایت مقتضیات عقل از سوی کافران قلمداد می&rlm;شود و می&rlm;فرماید: و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا ولعبا ذلک بانهم قوم لایعقلون&hellip; (مائده/۵۸) ترجمه: اینان وقتی شما اذان می&rlm;گویید آن را وسیله تفریح خود گرفته و بازیچه&rlm;اش می&rlm;پندارند و این برای این است که مردمی بی&rlm;خردند. علامه طباطبایی در مورد غفلت سبک شمردن نماز به&rlm;وسیله اینان می&rlm;نویسند: &ldquo;صدور استهزا از آنان و به مسخره گرفتن نماز و اذان برای این است که آنان مردمی سبکسر و بی&rlm;عقلند و نمی&rlm;توانند از نظر تحقیق به این اعمال دینی و عبادتهایی که عبادت حقیقی&rlm;اند بنگرند و فواید آنها را که همانا نزدیکی به خدای تعالی و تحصیل سعادت دنیا و آخرت است درک کنند.&rdquo;۳۰ همچنین خداوند متعال هدف از ذکر نشانه&rlm;ها و تبیین آیات خلقت را ایجاد تعقل یا به عبارت دیگر استخدام نیروی عقل انسان در راستای رسیدن به اهداف تربیتی می&rlm;داند و می&rlm;فرماید: &hellip; و کذالک یبین الله لکم آیاته لعلکم تعقلون&hellip; . (بقره/۲۴۲) ترجمه: خدا آیات خود را برای شما بدین گونه روشن بیان کند، باشد که خردمند شوید. &hellip; قد بینا لکم الایات لعلکم تعقلون&hellip; . (حدید/۱۷) ترجمه: ما آیات وادله قدرت خود را برای شما بیان کردیم تا مگر فکر و عقل به&rlm;کار بندید. &hellip; و کذالک نفصل الایات لقوم یعقلون&hellip; . (روم /۲۸) ترجمه: ما این طور آیات را برای مردمی که تعقل می&rlm;کنند توضیح می&rlm;دهیم. عقل به مثابه قوه تمیز بین خیر و شر و خطا و صواب باید در سرتاسر جریان تربیت به&rlm;عنوان اصلی ضروری و اجتناب&rlm;ناپذیر مد نظر قرار گیرد و هر فعالیت، هدف واسط، روش و وسیله&rlm;ای باید با این محک سنجیده شود. اگر عقلانی بود و ما را در رسیدن به هدف نهایی تربیت کمک می&rlm;کرد، آن را انتخاب کرد و در غیر این صورت به کنار نهاد. لذا در گزینش هدف باید اصل عقل را مد نظر قرار داد و نمی&rlm;توان هدفی را بر گزید که به لحاظ عقلانی قابل دفاع نباشد. روشهای تربیتی نیز باید از اصل عقل تبعیّت کند و لذا متربی باید امکان تجزیه و تحلیل مطالب را براساس ملاکهای عقلانی داشته باشد. بعلاوه اصل عقل فقط ناظر به سنین جوانی و بزرگسالی نیست و حتی در سنین کودکی نیز باید مقدمات استدلال و تشخیص خیر از شر را به مدد ارائه دلایل و شواهد به کودک آموخت.
۴ـ اصل عدل
مساوات و برابری و قرار دادن هر چیز در جا و مرتبه خاص خویش از جمله اصولی است که در تربیت الزامی و اجتناب&rlm;ناپذیر است. راغب در بیان معنای عدل می&rlm;نویسد: &ldquo;لفظی است که در حکم ومعنی مساوات است و به اعتبار نزدیک بودن معنی عدل به مساوات. در آن مورد هم به&rlm;کار می&rlm;رود.۳۱ مرحوم علامه طباطبایی نیز عدالت را به معنای التزام به حد وسط و عدم انحراف از آن تعریف کرده&rlm;اند.۳۲ لذا در این نوشته اصل عدل به معنای رعایت تعادل و مساوات و عدم افراط و تفریط در نظر گرفته شده است. در تربیت اسلامی برای اینکه بتوانیم متربی را به هدف نهایی تربیت برسانیم باید در تعیین اهداف واسطه&rlm;ای و گزینش روشها و محتوای تربیتی از مسیر عدالت خارج نشویم و به ورطه افراط و تفریط نیفتیم. عدل از جمله صفات مربی در نظام تربیت اسلامی است و مربی بدون رعایت اصل عدل نمی&rlm;تواند مربی به معنای واقعی کلمه باشد همانگونه که خداوند تبارک و تعالی به&rlm;عنوان مربی اصلی آدمیان می&rlm;فرماید: و لا یظلمون فتیلا (اسراء/۷۱) ترجمه: خداوند به&rlm;قدر باریک رشته&rlm;ای که میان هسته خرماست ظلم نمی&rlm;کند؛ یعنی اینکه عدل در کار خداوند ـ تربیت انسان ـ اصلی حتمی و ضروری است و به هیچ وجه احتمال تخطی از آن وجود ندارد. لذا تربیت اسلامی باید این اصل را سرلوحه کار خویش قرار دهد. کما اینکه هدف از ارسال رسل نیز قیام به عدالت بوده است و خداوند خطاب به پیامبر می&rlm;فرماید که اعلام کن که من برای برپاداشتن عدالت و پرهیز از ظلم مأموریت یافته&rlm;ام. در قرآن کریم چنین می&rlm;خوانیم: &hellip; و قل امنت بما انزل الله من کتاب و امرت لاعدل بینکم (شوری /۱۵) ترجمه: به امت بگو که من به کتابی که خدا فرستاد (قرآن) ایمان آورده&rlm;ام و مأمورم که میان شما به عدالت حکم کنم. در تربیت اسلامی یکی از اهداف واسطه&rlm;ای مهم رسیدن به تقوی است، رعایت اصل عدل باعث می&rlm;شود که انسان به این هدف نزدیکتر شود و بدین وسیله در مسیر رسیدن به هدف نهایی تربیت گامی به جلو بردارد. در سوره مبارکه مائده چنین آمده است : اعدلوا هواقرب للتقوی (مائده/۸) ترجمه: عدالت پیشه کنید که عدالت به تقوی نزدیکتر است. لذا می&rlm;توان از عدالت پیشگی به عنوان اصلی برای دستیابی به تقوی استفاده کرد. عدالت پیشگی روش و طریق رسیدن به تقوی را نشان می&rlm;دهد و باید بر فعالیت مربی و متربی حاکم باشد. از سوی دیگر برای رسیدن به عدالت و به عبارت دیگر برای رعایت اصل عدالت و قراردادن هر چیز در جای خاص خویش باید از هوای نفس و خواهشها و تمایلات نفسانی پرهیز کرد. زیرا اینها منافی اصل عدالت است و تحقق اهداف را دستخوش تهدید می&rlm;کند. در سوره نساء چنین آمده است: فلا تتبعوا الهوی ان تعدلو.. (نساء/۱۳۵) ترجمه: پیروی هوا مکنید که ترس آن هست که از حق عدول کنید و منحرف شوید. روشن است که انحراف از اصل عدل، دستیابی به تقوی و هدف نهایی تربیت را دچار مخاطره می&rlm;کند. پس برای رعایت اصل عدل نیز مقدماتی لازم است از جمله پرهیز از دشمنی و خصومت و متابعت هوای نفس و&hellip; . خداوند متعال برای تبیین آثار عدل در زندگی انسان و آثار وجودی آن در نفس متربی دو فرد را با هم مقایسه می&rlm;کند. این مقایسه در آیه ۷۶ سوره مبارکه نحل چنین صورت گرفته است : و ضرب الله مثلاً رجلین احدهما ابکم لا یقدر علی شی&rlm;ء و هو کَلٌّ علی مولیه اینما یوجهه لایأت بخیر هل یستوی هو و من یأمر بالعدل و هو علی صراط مستقیم.. (نحل/۷۶) ترجمه: خدا مثالی می&rlm;زند، دو مرد یکی شان لال است که به هیچ چیز توانایی ندارد و سر بار مولای خویش است که هر جا فرستدش سودی نیارد. او با کسی که به عدالت فرمان دهد و به راه راست رود چگونه برابر تواند بود؟ مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می&rlm;نویسد: &hellip; احدها ابکم لایقدر علی شی&rlm;ء یکی گنگ است که قادر بر هیچ چیز نیست و از اینکه سخنان دیگران را بفهمد یا با دیگران سخن گوید محروم است، چون نه می&rlm;شنود و نه می&rlm;تواند حرف بزند و اگر در حالش دقت شود از هر فضیلت و مزیت که انسان آن را از راه گوش که وسیعترین حواس بشری است، کسب می&rlm;کند، محروم است&hellip;..جمله لایقدر علی شی&rlm;ء یعنی به هیچ چیزی قادر نیست؛ یعنی کارهایی را که غیرابکم (فرد دیگر) می&rlm;تواند بکند از وی قابل صدور نیست&hellip; و بار عیال کسی است که امور وی را تدبیر می&rlm;کند. &hellip;.فرد دیگر دارای صفاتی است بجز این صفات، یعنی قدرت بر انجام&rlm;دادن کارهایی دارد و توانایی درک را دارد و یک صفت مهم یعنی عدالت را دارد و می&rlm;فرماید: آیا این (ابکم) با کسی که امر به عدالت می&rlm;کند برابر است&hellip; . آری از اوصاف مرد دومی وصفی را ذکر کرد که آخرین درجه کمال است که یک فرد غیرابکم ممکن است به آن درجه برسد، هم خود را به آن بیاراید و هم دیگران را از آن برخوردار کند. و آن عبارت است از عدالت، که معنایش التزام به حد وسط و از آن منحرف نشدن است. زیرا کسی حقیقتا امر به عدل می&rlm;کند و می&rlm;تواند بکند که خودش عادل بوده باشد و صلاح و سداد در دلش جای گرفته باشد. آنگاه از دلش به ظاهر بدن و اعمال بدنی&rlm;اش سرایت نموده، گفتار و کردارش بر میزان عدل استوار شود. از آنچه گفته شد به&rlm;دست می&rlm;آید که مقصود از عدالت آنطور که عرف از آن می&rlm;فهمد یعنی عدالت در رعیت و زیر دست نیست، بلکه مقصود مطلق اجتناب از افراط و تفریط است. هر چند در اعمال شخصی، و این شخص همواره بر صراط مستقیم است و در اعمالش بر طبق فطرت انسانی مشی می&rlm;کند.&rdquo;۳۳ همانگونه که از تفسیر این آیه برمی&rlm;آید اصل عدل اصلی است که اگر از سوی مربی و متربی مورد توجه قرار گیرد، آنها می&rlm;توانند به هدف اصلی خلقت یعنی تقوی و هدایت دست یابند. این اصل را باید هم در تعیین اهداف واسط تربیت و هم در روش و محتوای آن مورد توجه قرار داد؛ به عنوان مثال: رعایت اعتدال در تعیین اهداف واسطه&rlm;ای تربیت اصل است و نباید هیچ هدفی را به&rlm;دلیل هدفی دیگر مورد بی توجهی قرار داد و هر جنبه&rlm;ای باید به اندازه&rlm;ای که استحقاق دارد، مورد توجه و عنایت قرار گیرد. در روش آموزش نیز اصل عدل کاربردی وسیع و همه جانبه دارد. علاوه بر این اصل عدل را باید در سنین و مقاطع مختلف تربیت مورد توجه قرار داد و نمی&rlm;توان گفت که رعایت عدالت در یک مقطع ضروری است و در مقطع دیگر چندان ضروری نیست.
۵ـ اصل کمال جویی
انسان مورد نظر تربیت اسلامی همواره در حال تلاش و فعالیت و در تکاپوی پیشرفت به سوی هدفی است که آن هدف، رسیدن به مقصدی است که خدای تعالی از خلقت انسان اراده کرده است. &ldquo;هدف مذکور گاه به عنوان هدایت و رشد و گاه به عنوان قرب و رضوان و گاه طهارت و حیات طیبه، تقوی و عبادت و عبودیت معرفی شده است.&rdquo;۳۴ رسیدن به این هدف آرمانی مظهر رشد و کمال در انسان است. لذا هر امری و هر فعالیتی تنها در صورتی با ارزش است که به انسان در طی این طریق کمک کند و او را در برداشتن گامهایی چند در رسیدن به این مقصود یاری رساند. این اصل در تعیین اهداف و روشهای تربیتی نقش محوری و کانونی را ایفا می&rlm;کند و ملاک و مناط انتخاب است. در سوره مبارکه انشقاق مقصد تلاش و فعالیت انسان ملاقات پروردگار ـ یعنی کسب ویژگیهایی که انسان را شایسته نزدیک شدن به پروردگار می&rlm;سازند ـ معرفی شده است. در این رابطه چنین می&rlm;خوانیم: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه (انشقاق/۸۴) ترجمه: هان ای انسان، تو در راه پروردگارت تلاش می&rlm;کنی و بالاخره او را دیدار خواهی کرد. در ترجمه تفسیرالمیزان درباره این آیه شریفه چنین نوشته شده است: &ldquo;&hellip; کدح تلاش نفس است در انجام&rlm;دادن کاری تا اینکه آثار تلاش در نفس نمایان گردد. بنابر این در کلمه معنای سیر هم خوابیده&hellip; جمله فملاقیه عطف است بر کلمه کادح و با این عطف بیان کرده که هدف نهایی این سیر و سعی و تلاش، خدای سبحان است. البته بدان جهت که دارای ربوبیت است، یعنی انسان بدان جهت که عبدی است مربوب و مملوک و مدبر و در حال تلاش به&rlm;سوی خدای سبحان است، دائما در حال سعی و تلاش و رفتن به&rlm;سوی خدای تعالی است، بدان جهت که رب و مالک و مدبر اوست.&rdquo;۳۵ لذا از جمله خصایص اصلی انسان مورد نظر اسلام سیر و تلاش و حرکت به&rlm;سوی خالق است و این تلاش باید به عنوان یک اصل در تربیت اسلامی همواره مدنظر باشد و در اهداف، روشها و مراحل گوناگون تربیت به عنوان اصلی اجتناب&rlm;ناپذیر مورد توجه و ملاحظه قرار گیرد. کمال مورد نظر اسلام در رسیدن به هدف غایی تربیت نهفته و کسی که در تلاش و تکاپو برای ملاقات پرودگار خویش است، مایل به رسیدن به کمال یا آخرین مرتبه وجود متصور برای نوع انسان است. &ldquo;هدایت به عنوان هدف غایی گاه در قرآن با واژه رشد بیان می&rlm;شود. رشد در فرهنگ قرآن به معنای توسعه و نمو به&rlm;کار نرفته بلکه به مفهوم هدایت استعمال شده است.&rdquo;۳۶ در ذیل به چند مورد در کاربردهای واژه رشد در قرآن اشاره می&rlm;کنیم: اصحاب کهف از بیم دشمن در غار کوه پنهان شدند و گفتند: &hellip; ربنا آتنا من لدنک رحمة و هیئی لنا من امرنا رشدا (کهف / ۱۰) ترجمه: از درگاه خدا مسألت کردند که بار الها تو در حق ما به لطف خاص خویش رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایت کامل مهیا ساز. از این آیه شریفه نتیجه گرفته می&rlm;شود که اصحاب کهف، رسیدن خویش را به کمال مطلوب با واژه رشد بیان کرده و از خداوند خواستار رشد و هدایت شده&rlm;اند و همچنین اینکه رشد و هدایت انسان به&rlm;دست خداست و در جهت او، و لذا برای رسیدن به کمال نهایی باید به سوی فرمان حضرت حق شتافت و از آنها پیروی کرد. هدایت و رشد آخرین مرحله کمال انسان است، علاوه بر این انسان نیز مایل و در جستجوی دستیابی بدان است. در غیر این صورت هدایت و رشد نمی&rlm;توانست به عنوان هدفی آرمانی مطرح باشد؛ به&rlm;عبارت دیگر راهنمایی به رشد تنها در صورتی به نتیجه مطلوب می&rlm;انجامد که فرد در خود کشش درونی به رشد و خدای تعالی احساس بکند. مومن آل فرعون در پاسخ به این میل خدادادی انسانها می&rlm;گوید: و قال الذی امن یا قوم اتبعون اهدکم سبیل الرشاد (مومن/۳۸) ترجمه: آنکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم مرا پیروی کنید تا شما را به راه رشد هدایت کنم. سبیل رشاد، راهی است که سلوک آن آدمی را به حق می&rlm;رساند و به سعادت منتهی می&rlm;شود و کلمه هدایت در اینجا به معنای نشان دادن راه بوده است. میل به رشد، گرایش درونی اصیل و پایدار در وجود انسان است؛ به&rlm;گونه&rlm;ای که خداوند می&rlm;فرماید در صورتی که بندگان مرا اجابت کنند و به من ایمان آورند راه رشد ایشان هموار خواهد شد و به کمال مطلوب مورد نظر خویش که هدف نهایی تربیت است نائل خواهند شد. در آیه ۱۸۶ سوره مبارکه بقره دعا و درخواست از خدا مشروط بر اینکه با ایمان و اجابت دعوت خدا همراه باشد، می&rlm;تواند زمینه ساز رشد انسان بشود. در این آیه چنین می&rlm;خوانیم: &hellip; و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوالی و لیؤمنوابی لعلهم یرشدون (بقره/۱۸۶) ترجمه: چون بندگان من از تو سراغ مرا گیرند بدانند که من نزدیکم و دعوت دعوت کنندگان را اجابت می&rlm;کنم البته در صورتی که مرا بخوانند. پس باید آنان نیز دعوت مرا اجابت نموده و باید به من ایمان آورند تا شاید رشد یابند. &ldquo;در مورد لعلهم یرشدون از امام صادق (ع) در مجمع البیان نقل شده که فرموده&rlm;اند شاید به اعتقاد به حق برسند و به&rlm;سوی آن راه یابند&rdquo;؛۳۷ یعنی همان مطلبی که تحت عنوان کمال و رشد از آن نام برده می&rlm;شود و انسان مایل به دستیابی بدان است. در سوره مبارکه حجرات نیز در وصف پیامبران چنین آمده است : اولئک هم الراشدون (حجرات/۷) ترجمه: اینان به حقیقت اهل صواب و هدایتند. با توجه بدانچه گفته شد، نتیجه می&rlm;گیریم که میل به رشد و کمال در انسان میل اصیل است و او همواره در صدد و تکاپوی دستیابی بدان است و در تربیت اسلامی این میل و گرایش اصیل باید همواره مورد توجه و مطمح نظر قرار گیرد. هر گاه این اصل بنیادین به فراموشی سپرده شود، نظام تربیت اسلامی دچار سردرگمی و ابهام می&rlm;شود و به بیراهه رهسپار خواهد شد و یا از هدایت و راهنمایی این میل اصیل به&rlm;سوی آنچه بدان گرایش دارد باز خواهد ماند. به&rlm;کارگیری این اصل در تعیین اهداف واسطه&rlm;ای به این صورت است که هیچ هدفی را نمی&rlm;توان بدون توجه به این میل و گرایش تعیین کرد و هر هدفی را باید به عنوان گامی و پله&rlm;ای در مسیر حرکت و تلاش برای هدف اصلی تربیت تلقی کرد و نه هدف نهایی. لذا مربی و متربی در هیچ مرحله&rlm;ای احساس آرامش و سکون نخواهند داشت، تا اینکه به مرحله نهایی کمال برسند بعلاوه این اهداف باید دارای انعطاف&rlm;پذیری بوده و بتوان آنها را با توجه به مراحل رشد متربی تغییر داد تا راه صعود وی به مراحل و مدارج ترقی هموار گردد. در روش تربیت نیز باید کمال&rlm;جویی و رشدطلبی انسان مدنظر باشد و مربی این میل و گرایش اصیل را از نظر دور ندارد. لذا در روش تربیت باید به&rlm;دنبال کشف زمینه&rlm;هایی بود که این میل و گرایش را بیدار کنند.
۶ـ اصل وسع
انسان دارای مجموعه&rlm;ای از تواناییها و استعدادهاست و درنظر گرفتن این تواناییها در نظام تربیتی اسلام اصلی ضروری است و خداوند به&rlm;عنوان بزرگ مربی انسانها، همواره بر این نکته تأکید فرموده&rlm;اند که هیچ کس را فراتر از طاقت و قابلیت اعطایی، مورد بازخواست و تکلیف قرار نمی&rlm;دهند. این اصل با اصول عدل و مسئولیت همخوانی و انطباق کامل دارد و بازخواست افراد (متربیان) در صورتی کاری موجه و عقلایی است که قبلاً استعداد و آمادگی لازم در آنها ایجاد شده باشد. بعلاوه اصل عدل ایجاب می&rlm;کند که خداوند استعداد و قابلیت هدایت و تربیت را به همه بندگان خویش عطا کرده و هیچ تفاوتی بین بندگان (یا افراد تحت تربیت) قائل نشده باشد، الا اینکه مربوط به قوه گیرندگی آنها باشد و نه افاضه ذات اقدس الهی. در قرآن کریم تکلیف خواسته شده از بندگان بستگی به وسع و ظرفیت وجودی اعطایی به ایشان داشته و خداوند متعال در موارد مکرری این اصل را متذکر شده&rlm;اند در سوره مبارکه بقره چنین می&rlm;خوانیم: &hellip; لا تکلف نفسا الا و سعها&hellip; . (بقره/۲۳۳) ترجمه: هیچ کس را تکلیف نکرد مگر قدر توانایی او. &hellip; ولا یکلف الله نفسا الا وسعها&hellip; (بقره/۲۸۶) ترجمه: هیچ کس را تکلیف جز به اندازه طاقت نکنند. در این زمینه آیه&rlm;های دیگری نیز وارد شده است که همگی بر تناسب بین تکالیف احاله شده از سوی خداوند، با استعداد و توان انسان در قبول و انجام&rlm;دادن آن تکالیف تأکید دارند و نشان می&rlm;دهند اگر کاری از انسان خواسته شده، بدین معناست که وی توانایی انجام&rlm;دادن آن کار را داراست. لذا می&rlm;توان نتیجه گرفت که هدف نهایی تربیت یعنی رسیدن به رضوان و قرب الهی هدفی است که با تواناییهای انسان تناسب دارد و انسان استعداد رسیدن به چنین مرحله&rlm;ای را دارد. بعلاوه در تعیین اهداف واسطه که پله&rlm;های نردبان حرکت به&rlm;سوی هدف نهایی است، نیز این اصل باید مورد توجه و عنایت خاص قرار گیرد. آنجا که افراد در موقعیتهای مختلف از وسعهای گوناگون برخوردارند، ملاحظه توان و طاقت فراگیر در تعیین اهدافی که وی باید بدانها برسد اصلی اجتناب&rlm;ناپذیر است؛ مثلاً وسع متربی ۷ ساله متفاوت از متربی ۱۵ ساله است و این تفاوت در وسع باید در انواع اهداف، روشهای تدریس، محتوا و روشهای ازرشیابی انعکاس یابد، این اصل در هدفگذاری نظام تربیتی سخت مورد نیاز است و بسیاری از مشکلات نظامهای تربیتی ناشی از عدم توجه به تواناییها و طاقت فراگیران در تحقق و جامه عمل پوشانیدن به اهداف مورد نظر است. بر خواننده روشن است که اصول تربیت اسلامی به چند اصل مذکور، محدود نیست و نویسنده در این نوشته فقط به چند اصل که با تعریف عرضه شده از اصول عام تربیت اسلامی انطباق داشته، اشاره کرده است. در عرضه اصول مذکور، شمول آنها بر تمام مراحل و مقاطع فرایند تربیت مدنظر بوده و از ذکر اصول کاربردی تربیت که خود مقوله&rlm;ای وسیع است، پرهیز شده است. بدان امید که این نوشته توانسته باشد افقی از راه طی نشده در بررسی اصول تربیت اسلامی را بر محققان این حوزه از معرفت روشن کند./ر
منابع:
۱ـ احمدی. احمد، اصول و روشهای تربیت در اسلام، واحد انتشارات بخش فرهنگی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۸٫ ۲ـ باقری. خسرو، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، انتشارات مدرسه، چاپ دوم، ۱۳۷۰٫ ۳ـ تقی&rlm;پورظهیر، علی. اصول و مبانی آموزش و پرورش، دانشگاه پیام نور، ۱۳۶۹٫ ۴ـ حسینی، سید علی اکبر. مباحثی پیرامون مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۲٫ ۵ـ خدیوی زند، محمد مهدی. اصول و مبانی آموزش و پرورش، کتابفروشی زوار. ۱۳۴۵٫ ۶ـ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱) فلسفه تعلیم و تربیت، جلد اول، سمت، ۱۳۷۲٫ ۷ـ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه سید غلامرضا خسروی حسینی، جلد ۱ و ۲، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۶۱٫ ۸ـ شریعتمداری، علی. اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۶۴٫ ۹ـ شکوهی، غلامحسین. مبانی و اصول آموزش و پرورش، آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۶۸٫ ۱۰ـ شکوهی، غلامحسین. تعلیم و تربیت و مراحل آن، آستان قدس رضوی، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۲٫ ۱۱ـ طباطبائی، علامه محمد حسین. تفسیر المیزان، ترجمه غلامرضا خسروی حسینی، جلد اول، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، ۱۳۶۳٫ ۱۲ـ عزّتی، ابوالفضل، آموزش و پرورش اسلامی، انتشارات بعثت، ۱۳۵۶ ۱۳ـ قرآن کریم، ترجمه مهدی الهی قمشه&rlm;ای، انتشارات علمیه اسلامیه. ۱۴ـ هوشیار، محمد باقر، اصول آموزش و پرورش، دانشگاه تهران، جلد اول، چاپ سوم، ۱۳۳۵٫ ۱۵- Carter v. Good, Dictionary of Education, Third edithon, Mc Grow Hill, 1959.
پاورقیها:

۱۰ـ همان اثر، ص ۱۸٫ ۱۱ـ همان، ص ۱۴٫ ۱۲- Carter V. Good, op. cit, p.437. 13ـ غلامحسین شکوهی، تعلیم و تربیت و مراحل آن، آستان قدس رضوی، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۲، ص ۸۴٫ ۱۴ـ علی شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۶۴، ص ۱۱٫ ۱۵ـ خسرو باقری، همان اثر، ص ۶۸٫ ۱۶ـ سیداحمد احمدی، اصول و روشهای تربیت در اسلام، واحد انتشارات بخش فرهنگی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۸، ص ۱۰۲٫ ۱۷- Foundations of Education 18- Carter V.Good, op.cit, p.240 19ـ غلامحسین شکوهی، مبانی و اصول آموزش و پروش، آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص ۶۱٫ ۱ـ خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، انتشارات مدرسه، چاپ دوم، ۱۳۷۰، ص۶۸ ۲- Carter V.Good, Dictionary of Education, Third Edition , Mc Grow Hill. 1959. p434. 20ـ علی تقی&rlm;پورظهیر، اصول و مبانی آموزش و پرورش، دانشگاه پیام نور، چاپ اول، ۱۳۶۹، ص۱۰۰٫ ۲۱ـ محمدباقر هوشیار، همان اثر، ص۱۷٫ ۲۲ـ علی تقی&rlm;پور ظهیر، همان اثر، ص۱۰۰٫ ۲۳ـ سیداحمد احمدی، همان اثر، ص۱۰۶٫ ۲۴ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۶، ص۵۲۶٫ ۲۵ـ همان، ج۱۶، ص۵۲۶٫ ۲۶ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۷، ص۱۹۹ ۲۷ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۲، ص۳۷۱ ۲۸ـ- ترجمه تفسیرالمیزان، ج۲، ص۳۷۵ ۲۹ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۹، ص۵۹۲ ۳۰ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۶، ص۴۹ ۳۱ـ راغب، ج ۲، ص۷۶۵ ۳۲ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۲، ص۴۳۷ ۳۳ـ ترجمه تفسیرالمیزن، ج۱۲، ص ۷-۴۳۵ ۳۴ـ باقری ۱۳۷۰، ص۶۴-۵۹ ۳۵ـ ترجمه تفسیرالمیزان، ج۲۰، ص۴۰۱ ۳۶ـ باقری ۱۳۷۰، ص۶۰ ۳۷ـ ترجمه تفسیرالمیزان ج۲، ص۶۲ ۳ـ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن،ترجمه غلامرضا خسروی&rlm;حسینی، جلد اول، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۶۱، ص۶۰٫ ۴ـ علامه محمدحسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی&rlm;همدانی، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، ۱۳۶۳، ج۱۷، ص۲۱۱٫ ۵ـ تفسیرالمیزان، ج۱۲، ص۷۱٫ ۶ـ تفسیرالمیزان، ج۱۱، ص۴۳۷٫ ۷ـ راغب اصفهانی، همان اثر، جلد دوم، ص ۴۰٫ ۸ـ همان اثر، جلد دوم، ص ۴۱٫ ۹ـ محمدباقر هوشیار، اصول آموزش و پرورش، دانشگاه تهران، چاپ سوم، جلد اول، ۱۳۳۵، ص ۹٫
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مقاله اصول تربیت از دیدگاه اسلام</title>
<link>https://farzaderfani.loxblog.com/مقاله-اصول-تربیت-از-دیدگاه-اسلام</link>
<guid>https://farzaderfani.loxblog.com/مقاله-اصول-تربیت-از-دیدگاه-اسلام</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
اصول تربیت از دیدگاه اسلام
&nbsp;
پدیدآور: فرزاد عرفانی حسن زاده
&nbsp;
&nbsp;
چکیده
این مقاله، پس از تعریف اصل و بیان ضرورت آن در مباحث تعلیم و تربیت، به ویژگی های حاکم بر اصول تربیتی می پردازد، و سپس اصولی از قبیل: خدامحوری، تعبدمداری، متربی محوری، زندگی محوری، فردمحوری، عمل گرایی، اخلاق مداری، سعی محوری، اعتدال گرایی، محبت محوری، نظارت مداری، خوف و رجا، مرگ اندیشی، آخرت اندیشی و آرمان گرایی را مورد بررسی قرار می دهد و در پایان به دست آوردهای تربیتی این اصول می پردازد.
واژه های کلیدی: اصول تربیتی، تعلیم و تربیت اسلامی، اخلاق، فطرت، انسان شناسی.
مقدمه
وجود اصول و قواعد کلّی در مناسبات انسانی و مرجعیت آن برای تفسیر رفتارها آن چنان آشکار است که غالباً نیازی به بیان تشریحی آن وجود ندارد. بدیهی است که هیچ کنش و واکنش انسانی نمی تواند در خلأ و بدون ضابطه ای مشخص آغاز، و بی هدف پایان پذیرد. رفتارهای یکسان زیادی می توان یافت که خاستگاه واحدی ندارند؛ به منظور متفاوتی انجام می شوند و احتمالاً نتایج مختلفی نیز به بار می آورند.
امر تربیت که یکی از زمینه های مهم در مناسبات انسانی است نیز از این قاعده مستثنا نیست. نحله ها و مکاتب تربیتی هیچ گاه خود را فارغ از چارچوب های بنیادین و اصول نظری معرفی نمی کنند. حتی مکتب هایی چون رفتارگرایی، که بر رفتار تأکید می کنند و اهداف کلی و آرمانی را چندان قابل مطالعه و تحقیق نمی دانند، نیز هرگز ادعایی در شکستن حصر قواعد و اصول کلی حاکم بر رفتار را ندارند؛ چرا که پذیرش همین قواعد و اصول کلی سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتی و جدایی آنها از یکدیگر می شود. آنچه همه، بر سر آن اتفاق نظر دارند داشتن هدف و روشهای متناسب با آن است. انتخاب هدفهای تربیتی ریشه در نوع انسان شناسی مختلف دارد و هدفها، تعیین کننده نوع روشهای تربیتی اند. بنابراین، می توان هماهنگی اصول را با مبانی انسان شناسی از طریق هدف و غایت شناسی کاملاً توجیه کرد. به بیانی واضحتر منشأ انشقاق اصول، اهدافی است که همواره از زوایای درک موقعیت انسان در جهان بر اساس رویکردهای گوناگون به او و جهان دریافت شده است. با توجه به آنچه بیان شد، حداقل مفاهیمی که در دستور کار هر مکتب تربیتی قرار می گیرد عبارت است از: مبنا، هدف، اصل و روش. شناخت مفاهیم مزبور و درک نحوه ارتباط آنها نسبت به یکدیگر و کارکرد متمایز هر یک در زمینه ی تربیت، ما را به ساخت چارچوب یا نظام تربیتیِ مشخص رهنمون می سازد؛ چارچوبی که فرایند تربیت در آن آغاز، و به سرانجامی متناسب با شاخص های آن، نایل می شود.
مفهوم &laquo;اصل&raquo; در قلمرو تربیت
ارائه ی تعریفی نسبتا جامع از اصل، مبتنی بر شناخت روابط موجود میان عناصر تشکیل دهنده ی نظام تربیتی است. شاید نفی ویژگی عناصر دیگر تشکیل دهنده ی نظام از اصل، زمینه ی مناسب تری را برای شناخت آن فراهم آورد. اصلْ دارای ماهیتی هنجاری، و ناظر به &laquo;باید&raquo;هاست؛ از این جهت با &laquo;مبنا&raquo; که خود منشأ اشتقاق اصل است و ماهیتی کاملاً توصیفی دارد و ناظر به &laquo;هست&raquo;هاست، متفاوت است (هوشیار، ص16؛ باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص68؛ شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، ص11).
از طرف دیگر، اصل با هدف نیز نمی تواند یکی باشد، چراکه ابزاری برای نیل به آن (هدف) قلمداد می گردد (هوشیار، ص12 و شکوهی، ص84). البته ذکر این نکته مهم است که اصل یک ابزار و معیار کلّی برای گزینش روش های گوناگون است؛ از این رو نمی تواند همان روش باشد، بلکه راه نمایی برای انتخاب روش های تربیت قلمداد می شود. (هوشیار، ص17 و احمدی، ص107 و باقری، ص69 و شریعتمداری، ص11).
هر گاه در فرایند تربیت بخواهیم به هدف برسیم باید پیوسته ارتباط ساخت (مبنا) و عمل (روش) را با عامل هدف در قالب اصل تعریف نماییم. در واقع اصل، حاصل مشارکت این سه عامل اساسی در نظام تربیتی است؛ بنابراین، ارائه ی هر گونه تعریفی از اصل، بدون توجه به مشارکت عوامل سه گانه مذکور، نمی تواند یک تعریف کامل و جامع باشد. بدین لحاظ، تعریف مورد نظر ما نگاهی انحصاری به هیچ یک از ساختار یعنی مبنا و کارکرد یعنی روش، ندارد؛ بلکه دارای رویکرد ارتباط متقابل میان ساختار (مبنا) و کارکرد (روش) است (هوشیار، ص49؛ دیویی، ص78 و شاتو، ص258).
بر اساس این رهیافت، تعریف اصل چنین است: سلسله قواعد و معیارهای کلی (بایدها) که متناسب با ظرفیت های انسان انتخاب و به منظور تعیین روش های تربیتی برای دستیابی به اهداف، مورد توجه قرار می گیرند.
ضرورت و فایده ی اصل تربیتی
تربیت به عنوان فرایندی که نتیجه ی آن صرفا در مقام عمل روشن می شود، دارای وجهه ای کاملاً عملی و کاربردی است. از این جهت، هرگونه تلاش نظری در چارچوب مفهومی باید ناظر به فواید عملی باشد. در این میان نقش مبدّل های نظری به عملی و انتقال دهنده ها روشن می شود. تبلور مفهوم مبدّل در ماهیت اصل تربیتی، به عنوان آخرین مرحله ی نظر و سرآغاز اوّلین مرحله عمل تربیتی، مهم ترین نقشی است که ضرورت وجود اصول را در نظام تربیتی تبیین می کند (شکوهی، ص142).
بنابراین، می توان فواید ذیل را برای اصل تربیتی ترسیم کرد:
الف) تأثیر در نیل به هدف تربیتی (هوشیار، ص814؛ زاهدی، ص81؛ کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، ص50 و راسخی، ص24)؛
ب) انعطاف در روش ها (شکوهی، ص133)؛
ج) محوریت اصول در ایجاد ارتباط منطقی بین عناصر نظام تربیتی.
ویژگی های حاکم بر اصول تربیتی
ویژگی های حاکم بر اصول تربیتی را می توان به شرح زیر برشمرد:
الف) اصل امری ابداعی و اختراعی نیست، بلکه با توجه به مبانی خود قابل دستیابی است و یا از رهگذرِ دریافتِ عنصر مشترکِ روش های مختلف قابل احراز و کشف است؛
ب) اصل مفهومی کلی است و ملاک و معیار واقع می شود؛ بنابراین نمی تواند امری جزئی و دارای یک مصداق معین باشد (شاتو، ص194)؛
ج) اصل صرفا یک پدیده مفهومی است. تفاوت ماهوی اصل با دیگر عناصر نظام تربیتی، یعنی مبنا، هدف و روش، در بعد مفهومی آن است؛ به این معنا که، اصل از ارتباط میان دیگر مفاهیم زاییده می شود، در حالی که مفاهیم مبنا، هدف و روش دارای منشأ انتزاع عینی هستند؛
د) اصل ماهیتی هنجاری (ارزشی) دارد. نظر به این که اصل، قاعده و معیارِ عمل و ناظر بر آن است، نمی تواند رویکردی توصیفی نسبت به واقعیات تحت عنوان خود داشته باشد، بلکه، برخلاف مبنا که جنبه ی توصیفی از واقعیات دارد، درصدد ارائه ی واقعیتی مطابقِ مدلول خود و هنجاری متناسب با خاستگاه خود است. به طور کلّی، اصول تربیت متضمن ارزش گذاری متناسب با مبنای پذیرفته شده در تربیت و اهداف مورد نظر آن است؛
ه ) اصل بر روش حاکمیت است و ضابطه مفهومی و رابطه ای برای استفاده از روش هاست؛ بدین معنا که اصلْ راه نمایی نظری برای گزینش روش های خاص متناسب با اهداف و طرد دیگر روش هاست.
ارتباط اصول با دیگر عناصر نظام تربیتی
نظام مشتمل بر ارکان و عناصری است که به گونه ای منظم با یکدیگر در ارتباط متقابلند. درک بهتر از موقعیت هر یک از عناصر تشکیل دهنده ی آن، منوط به کشف ارتباط آن عنصر با دیگر عناصر تشکیل دهنده ی نظام مزبور است.
به طور خلاصه، اصل دارای رابطه ای یک جانبه با &laquo;مبنا&raquo; در قالب اشتقاق از آن است و مبانی نیز مفاهیم توصیفی از هست ها و واقعیات اند. اصل ها همان قوانین حاکم بر اعمال تربیتی اند که با توجه به ظرفیت ها و استعدادهای متربی، یعنی مبانی انسان شناسی شکل گرفته اند. اگرچه، این ارتباط به معنای اشتقاق یکپارچه در رابطه علّی و معلولی نیست، بلکه به معنای توجه به زیرساخت های وجودی در تدوین قوانین تربیتی است.
ارتباط اصل با هدف ارتباطی دوسویه است؛ یعنی همان طور که اصل دخالت کاملی در نحوه ی وصول به هدف دارد و بدون تمسّک به آن دست یابی به هدف میّسر نیست، هر هدفی نیز می تواند برای تحقق خود اصولی را تجویز نماید. مسلما با توجه به ماهیّت اهداف درمی یابیم که هر هدفی متناسب با موضوع تربیت، یعنی انسان در نظر گرفته می شود؛ از این رو، اصولی که با توجه به اهداف استخراج می شوند، بدون عنایت به مبانی انسان شناسی مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. بدین لحاظ می توان چنین نتیجه گرفت که اصول، با توجه به پیش فرض های انسان شناسی و در نظر گرفتن توانایی ها و ویژگیهای انسان، او را برای دستیابی به اهداف کمک می کنند.
ارتباط اصل با روش در قالب حاکمیت اصل بر آنها توجیه می شود. این ارتباط صرفا از لحاظ کارآیی و سودمندیِ روش، جهت نیل به هدف موردنظر است؛ از این رو این که گفته می شود روش ها از اصول اخذ می گردند، به معنای این نیست که روش ها معلول اصول اند، بلکه اصول صرفا تبیین کننده ی نحوه ی استفاده از آنها هستند.
منابع اکتشاف اصول تربیت اسلامی
با توجه به حاکمیت روح کلی دین بر ابعاد مختلف و عناصر گوناگون نظام تربیت دینی، هر یک از عوامل مزبور نیز باید به نحوی رنگ دینی داشته باشد. اصل نیز که قانون حرکت و اعمال روشهای تربیت دینی است از این قاعده مستثنا نیست. بنابر این برای اکتشاف اصول تربیت دینی باید به چگونگی ارتباط آنها با خاستگاه شان یعنی دین توجه لازم نمود. مقایسه ای اجمالی بین نحوه ی اکتشاف و مبانی دریافت اصول در تربیت که ریشه در مناسبات عرفی انسان ها با یکدیگر در رفتارهای اجتماعی دارد ما را به این امر رهنمون می سازد که هر گونه انتساب مستقیم یا غیرمستقیم در حوزه ی تربیت دینی، باید همراه با پشتوانه ی کافی از تصریحات موجود در متن دین و یا ملاک های واضح برای درک از آن تصریحات و ظواهر باشد.
در نظام تربیت دینی، همان طور که از تصریحات و ظواهر موجود در متون اصیل دینی (مانند آیات و روایات در اسلام) اقدام به اخذ اهداف و آگاهی از رویکرد دین به انسان و دریافت روش های گوناگون می کنیم، منبعِ کشف و اخذ اصول نیز باید همان تصریحات موجود در متون دینی باشد.
اصول تربیت
مهم ترین اصولی که در این زمینه می توان از متون دینی استخراج کرد عبارتند از:
1. اصل خدامحوری
یکی از عام ترین اصول در تربیت اسلامی اصل خدامحوری است. این اصل جوهره ی اساسی رفتار یک فرد دین دار را تشکیل می دهد و مهم ترین اصل ایجاد تمایز تربیت دینی از دیگر رویکردهای تربیتی به شمار می آید. به طور مشخص مفهوم خدامحوری عبارت است از:
&laquo;انجام و یا قصد انجام کلیه اعمال و رفتار انسان براساس ملاک و معیارهایی که خداوند برای آنها تعیین کرده است، به منظور کسب رضایت الهی&raquo;.
جریان این امر در عمل تربیتی ناظر بر نحوه ی عملکرد مربی براساس آن ملاکهاست. قُلْ اِنَّ هُدَیَ اللّهِ هُوَ الْهُدَی وَ اُمِرْنَا لنُسلِمَ لِرَبّ العَالَمِینَ؛ بگو: در حقیقت تنها هدایتِ خداست که هدایت واقعی است که دستور یافته ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم (انعام، آیه ی 71).
بنابراین، گزینش برنامه های تربیتی باید به نحوی صورت پذیرد که انگیزه ی رضایت خداوندی در متربی روز به روز فزونی یابد، تا جایی که وی بدون کسب رضایت الهی به هیچ عملی اقدام نکند. انتقال روحیه ی تعهد در متربی برای تطبیق اعمال با معیار و ملاک الهی بارزترین ثمره ای است که از این اصل حاصل می شود. مبانی اشتقاق اصل خدامحوری را می توان در دو بعد جهان بینی و انسان شناختی خلاصه کرد. براساس جهان بینی توحیدی، جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر بودن وجود و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته ی آنها استوار است (مطهری، ص83).
شاید مهم ترین نقطه ی افتراق مکتب تربیتی دینی با دیگر مکاتب تربیتی، در نگاه به جهان و انسان باشد. برخی از مکاتب تربیتی با ارائه ی تفسیری متفاوت از انسان و جهان، تربیت را بر محوری غیر از خدا، از قبیل پرورش عقل و خرد، نیل به رفاه و آسایش، دست یابی به فضیلت، اخلاق و غیره قرار داده اند؛ حتی دیدگاه حکمای بزرگی چون افلاطون و ارسطو نیز انسان را در سطحی کاملاً متفاوت از سطح خدامحوری قرار می دهد. آنها بیش تر مسائل تربیتی جامعه را از دیدگاهی خردگرایانه نگریسته اند (مدلین، ص45). کنفوسیوس صریحا اعلام نمود که &laquo;انجام خدمت همه جانبه به خاطر رفاه افراد بشر باید به عنوان نشانه ی یک فضیلت فوق العاده یا کامل یا احتمالاً یک فضیلت الهی قلمداد گردد&raquo; (هیوم، ص168).
هر چند دامنه ی تفکر الهی متضمن رفاه اجتماعی، تکامل و تعالی خرد و اندیشه و حتی آسایش فردی است، امّا زاویه نگاه انسان به خودش و جهان ناشی از دیدگاه الهی است.
2. اصل تعبّدمداری
مفهوم واژه ی تعبد حاکی از نوعی ارتباط انسان با خدا که مستلزم تواضع، خشوع و فروتنی در برابر او و پرهیز از طغیان، تکبر و گردن کشی از دستورها و احکام وی است (معجم مقائیس اللغة، ص206).
اصل تعبدمداری در دامنه ی تربیت از دو زاویه ی عمل تربیتی مربی نسبت به متربی و برنامه های تربیتی، مدّنظر قرار می گیرد. تعبّد در عمل تربیتی عبارت است از: &laquo;به کارگیری دستورهای الهی (امر و نهی) در تربیت متربی، اعم از این که دستورهای مزبور در گستره اهداف تربیت باشد یا در روش ها و یا هر بخش دیگر&raquo; (از نظر قرآن فرد مؤمن تنها دلیل انجام عمل را اطمینان به سرچشمه گرفتن آن از جانب خداوند می داند و به صرف آگاهی از این نکته که عمل مزبور از دید الهی مطلوب یا غیرمطلوب است اقدام به انجام آن یا اجتناب از آن می کند. در قرآن آیاتی یافت می شود که گردن نهادن به عمل را صرفا منوط به امر الهی کرده است. از آن جمله است: (انعام، آیات 4، 74 و 163)، (توبه، آیه ی 131)، (بیّنه، آیه ی 5) و آیاتی مانند: &laquo;وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ؛ کسانی که ایمان آوردند از همان حق که از جانب پروردگارشان است، پیروی کردند&raquo; (محمد(ص)، آیه ی 3) &laquo;إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ؛ و جز از آنچه بر من وحی می شود پیروی نمی کنم&raquo; (انعام، آیه ی 50)).
منظور از این اصل در برنامه ی تربیتی، ایجاد و پرورش روحیه ی تعبد در متربی است، به نحوی که در او حالتی حاکی از اطاعت متواضعانه در برابر اوامر الهی ایجاد کند. ثبات در اهداف کلی و پیروی از قوانین ماندگار الهی، انگیزش درونی ناشی از حضور خداوند نزد فرد و کسب عزت نفس از طریق اتکا به خداوند و استغناء درونی از دیگران، رهایی از احساس تنهایی و ... بعضی از دستاوردهای تربیتی خدامحوری و تعبد مداری اند.
3. متربی محوری
یکی از شاخصه های مهم در سنجش کارایی هر نظام تربیتی میزان واقع نگری و تأکید آن بر متربّی است. تربیت در صورتی که بر مدار نیازها و ویژگیهای انسان باشد، مستلزم هیچ گونه فشار و نادیده گرفتن واقعیت های موجود در او نیست. تربیتی که از او آغاز می گردد و در او سیر می کند و به او ختم می شود. تربیت دینی در عین حال که انسان را به سوی خدا سوق می دهد، تأمین کننده ی نیازهای اوست؛ شایان ذکر است که دیدگاه تربیتی دین درباره ی تعالی جویی انسان به سوی خدا، با توجه به توانایی ها و محدودیت های حاکم بر وی تبیین می شود و هرگز خارج از استعداد و آمادگی او تکلیفی بر او تحمیل نمی شود.
با پذیرشِ اصل متربی محوری در تعلیم وتربیت، باید مواردی از قبیل رفق و مدارا، توجه به تفاوت های فردی، اعمال رویه های عقلانی، آزادی انسان و تدریجی بودن تربیت، مورد توجه قرار گیرد.
4. زندگی محوری 
از آنجایی که دین ناظر بر کلیه ی جوانب زندگی انسان است و با نگرشی فراتر از رفع نیازهای موضعی و مادّی، جهت دهنده ی بسیاری از درخواست های انسان در روند زندگی فردی و اجتماعی از حیث گزینش و نحوه ی عمل و مسیر آن است، تربیت بر محور چنین نگرشی مستلزم عدم انفکاک از متن زندگی است. در چارچوب تربیت دینی، ترغیب به کناره گیری از اجتماع و تقویت روحیه ی مرتاضانه در فرد، امری کاملاً غیرمتعارف است (مطهری، ج2، ص241). بدین لحاظ جایگاه اجرای تربیت دینی و به عبارتی آزمایشگاه آن، متن زندگی و روند متداول آن است. قالب های تربیتی، مانند صداقت، ایثار، امانت داری، عدالت ورزی، قناعت، انفاق و... از مواردی انتخاب می شود که در مناسبات عادی زندگی جمعی مطرح و مورد توجه است؛ بدین معنا که از رهگذر نیازهای غریزی، مناسبات اجتماعی، تمایلات و گرایش های طبیعی و خلاصه هر آنچه در میدان جذب و دفع رفتارهای عادی زندگی اجتماعی قرار می گیرد، اقدام به دین ورزی و تربیت دینی می شود. آیاتی از قبیل: اعراف، 68؛ محمد، 31؛ انبیاء، 35؛ کهف، 7؛ آل عمران، 168 بر این مطلب دلالت دارند.
تأکید بر رشد اجتماعی یکی از مهم ترین دستاوردهای این اصل است.
5. فردمحوری
در اندیشه ی اسلامی همواره انسان به عنوان فرد و نه گروه در مدار تربیت و اصلاح قرار می گیرد. مفاهیم و اصطلاحاتی از قبیل تهذیب، تزکیه، تذکر، تأدیب و ... در فرهنگ اسلامی، از نوعی رویکرد اصلاحی و تربیتی به فرد انسانی حکایت می کند؛ بنابراین، پدیده ی تربیت در اندیشه ی اسلامی راه ورود خود را به جامعه از طریق مواجهه ی تربیتی با تک تک افراد آن هموار می سازد. اصل فردمحوری بدین معناست که:
1. انسان مسئول اعمال خویش است. قرآن در این خصوص می فرماید: کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است (مدثر، آیه ی 38)؛
2. هر فرد باید در مدار کنترل و نظارت خداوند و نه دیگر عوامل (جامعه و...) باشد. به تعبیر قرآن: وَ مَا یَلْفَظْ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ؛ و هیچ سخنی را نمی گوید مگر این که مراقبی آماده نزد او آن را ضبط می کند (ق، آیه ی 18)؛
3. انسان به تنهایی مورد ارزیابی قرار می گیرد. قرآن در این خصوص می فرماید: وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرادی کَمَا خَلَقْنکُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ؛ و همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم، اکنون نیز تنها به سوی ما آمده اید (مریم، آیه ی 94).
مهمترین پیامدها در فرایند تربیت اسلامی از منظر فردیت عبارت اند از:
فردیت و مسئولیت:
فردیت رابطه ای ناگسستنی با مسئولیت دارد و مسئولیت صرفا در بستر فردیت معنا و مفهوم می یابد. در اندیشه ی اسلامی، انسان به عنوان فرد، مسئول تمام اعمال خویش است: کُلُّ امْرِیٍ بِمَا کَسَبَ رَهینٌ؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است (طور، آیه ی 21)؛ یا در تعبیری دیگر بیان شده است که هر انسانی برایند سعی و کوشش خویش است: اَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ اِلاّ مَا سَعی؛ و این که برای انسان جز حاصل تلاش او نیست (نجم، آیه ی 39) و خود او نیز اولین کسی است که از سود و زیان اعمال خود، برخوردار می شود: فَمَنْ اِهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ظَلَّ فَاِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا؛ پس هرکس هدایت شود، به سود خود اوست، و هرکس بیراهه رود، تنها به زیان خودش گمراه می شود&raquo; (زمر، آیه ی 41).
6. عمل گرایی
بر هیچ کسی پوشیده نیست که دین همواره بیش از آن که وابسته به حوزه ی آگاهی های انسان باشد ناظر بر موضع عملی وی است. اگر بر آگاهی نیز تأکید می شود، صرفا به منظور انعکاس آن در حیطه ی اعمال و رفتار انسان است؛ بنابراین آگاهی و معرفت دینی در صورتی با شخصیت فرد عجین می شود و در او تأثیر می گذارد که با عمل وی مقرون گردد؛ از این رو، یک مربی موفق کسی است که همواره با توجه به ظرفیت و استعداد متربی او را وادار به عمل کند.
پرهیز از ذهن گرایی یکی از دستاوردهای تربیتی اصل عمل گرایی است.
به منظور روشن شدن کیفیت تأثیرگذاری عمل برروند تربیت دینی وجوانب آن، می توان بحث را درقالب های ذیل پی گیری کرد:
عمل و معرفت
به طور کلی آگاهی های انسان تنها از طریق تجارب شناختی و انکشاف مقولات خارجی حاصل نمی شود، بلکه از رهگذر آگاهی و عمل است که تغییرات واقعی در رفتار آدمی پدید می آید. ضمن آنکه تأثیر عمل بر فرد از دو جهت مثبت و منفی قابل ارزیابی است. یا اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از خدا پروا دارید، برای شما وسیله ای جهت تمایز و تشخیص و جدا کردن حق از باطل قرار می دهد (انفال / 29). علاوه بر این آیه 69 عنکبوت و 99 حج نیز بر این مطلب دلالت دارند.
از طرف دیگر هر نوع عمل منافی با دین می تواند موجب کاستی در جانب فهم حقایق و کاهش باور و تعهد برای عمل به آن باشد. حضرت علی(ع) در این خصوص می فرماید:
اَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِع (نهج البلاغه، حکمت 231)؛
بیش ترین جایگاهی که خرد و عقل انسان در آن قربانی می شود، هنگامی است که برق طمع می درخشد.
عمل و نیّت
نقش تربیتی عمل دینی از طریق نیت و انگیزه قابل ارزیابی است؛ بنابراین با توجه به این که تأثیر عمل در تربیت منوط به کیفیت آن است و عمل آخرین حلقه ی تحقق انگیزه و نیت است، نمی توان بین آن دو انفکاک قائل شد. نه نیت بدون عمل نیت واقعی است و نه عمل بدون نیت قادر به تغییر انسان است.
عمل و آزمایش
عملْ ابزاری برای امتحان و آزمایش خود و دیگران است. هر چند نیت همواره حاکم بر عمل است، اما آنچه در خارج ظهور می کند همان عمل است؛ از این رو، می توان از طریق عمل و تداوم آن به وضعیت انگیزشی فرد نیز پی برد؛ لذا عمل میزانی برای آزمایش در روند تربیت، و معیار سنجش پایداری فرد می باشد.
وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَئیٍ مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعَ و نَقْصٍ مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَْنْفُسِ و الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را (بقره، آیه ی 155). همچنین آیاتی از قبیل: مائده، آیه ی 165؛ آل عمران، آیات 186 و 154؛ محمد، آیه ی 31؛ عنکبوت، آیه ی 2؛ انبیاء، آیه ی 35؛ تغابن، آیه ی 15 و انفال، آیه ی 28 نیز بر این مطلب دلالت دارند.
7. اخلاق مداری
یکی از ارکان و اهداف مهم دین، اخلاق است. مقصود از تمام معارف دینی و انجام مناسک و شعایر، ایجاد تحول اخلاقی در انسان است، به نحوی که اگر عناصر معرفتی و عبادی در دین نتوانند در حوزه ی اخلاقی تأثیر بگذارند به کمال خود دست نیافته اند. هنگامی که به اسلام نظر می افکنیم درمی یابیم که پافشاری و تأکید بر غایت ها و فرجام های اخلاقی و عملی در قالب تقوا، عبرت آموزی، شکرگزاری، ایمان و یقین، دریافت هدایت، عبادت الهی، نیل به رشد و رستگاری و... بیانگر ارزش بی همتای عنصر اخلاق در میان دیگر عناصر است؛ بنابراین می توان متعلق تربیت دینی را همان تربیت اخلاقی دانست. پیامبر(ص) فرمود: اِنّی بُعِثْتُ ِلاُتَمِمَ مَکارِمَ الاَخْلاق؛ همانا من برای کامل کردن کرامت های اخلاقی مبعوث شده ام (بحارالانوار؛ ج16، ص210). مفاهیمی از قبیل برّ و نیکی، خیر، معروف، احسان، عدل، اجتناب از فحشا، منکر و ظلم و... حاکی از رویکرد اخلاق به تربیت دینی است. (برخی از آیات در این باره عبارت اند از: اعراف، 33 و 199؛ بقره، 78 و 195 و 263؛ آل عمران، 104 و 193 و 198؛ قصص، 77؛ هود، 71؛ مؤمنون، 96؛ اسراء، 53؛ بقره، 169 و 268؛ عنکبوت، 45 و انعام، 151).
قرآن کسب معرفت را صرفا ابزاری برای نیل به تحول اخلاق می داند؛ چه معرفت در سطح جهان شناسی باشد و چه آگاهی از امور غیب و چه معرفت از وقایع تاریخی (هود، آیه ی 120؛ قمر، آیه ی 4؛ یوسف، آیه ی 3 و نازعات، آیه ی 43).
از طرف دیگر نگاه قرآن به احکام و شریعت، نیز نگاهی حاکی از اخلاق مداری است: وَ اَقِمَ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ و الْمُنْکَرِ؛ و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازمی دارد (عنکبوت، آیه ی 45). آیات زیر نیز بر این مطلب دلالت دارند: بقره، آیات 177 و 183 و توبه، آیات 1 و 3.
8. سعی محوری
سعی و کوشش از دو جهت در امر تربیت مورد توجه است: 1. تقویت اراده به نحو مطلق؛ 2. تقویت اراده به نحو خاص و انجام عملی مشخص.
اهمیت تأثیر سعی و تلاش بر انسان در این است که وی مرهون میزان تلاش و کوششی است که به کار می گیرد؛ آنچه در تربیت دینی اهمیت دارد میزان سعی و کوششی است که فرد در حیطه قدرت خود برای رسیدن به هدف انجام می دهد. همچنین تربیت دینی افراد با توجه به شرایط و امکاناتی که شخص در اختیار دارد، طرح ریزی می شود. وَ اَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ اِلاّ مَا سَعی وَ اَنَّ سَعْیَهَ سَوْفَ یُری؛ و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش نیست و تلاش او به زودی دیده می شود (نجم / 39و40). سایر آیات در این زمینه عبارتند از: نازعات، آیه ی 35 و انسان، آیه ی 22.
محورهای عمده موردنظر در اصل سعی محوری عبارتند از:
جهد و کوشش:
اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمّا یَعْلَمِ اللّهُ الذَّینَ جَاهَدُوا مِنْکُم وَ یَعْلَمَ الصّابِرینَ؛ آیا چنین پنداشتید که تنها با ادعای ایمان وارد بهشت خواهید شد، در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است (آل عمران، 142).
و صبر و استقامت:
وَ اصْبِروا اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِریِن؛ و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است (انفال، 46) و آیات 24 سوره رعد و 30 سوره فصلّت نیز بر این مطلب دلالت دارند.
و کسب و اکتساب:
کُلُّ امْرَیٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ؛ هرکس در گرو اعمال خویش است (طور، آیه ی 21 و بقره، آیه ی 225).
دستاوردهای تربیتی این اصل مواردی چون: تأثیر تلاش در تغییر سرنوشت و نقش سعی و عادت در تربیت است.
9. اعتدال گرایی
اصل اعتدال گرایی بیانگر رعایت اعتدال و توازن در تربیت انسان و پرهیز از هر گونه افراط و تفریط است. این اصل متضمن دو امر است:
1. مفهوم اعتدال به نوعی دربرگیرنده ی جامعیت است. به این معنا که آنچه در تربیت اسلامی مدنظر قرار می گیرد شامل تمام نیازها و خواسته های وجودی انسان است و این جامعیت مستلزم رعایت اعتدال در میان نیازهای مزبور و پرهیز از افراط و تفریط در مواجهه با آنهاست؛
2. رعایت اعتدال در نوع سرمایه گذاری و صرف انرژی برای پاسخ گویی به یک نیاز، ما را از افراط و زیاده روی در پرداختن به آن بازمی دارد. در دیدگاه دینی، تداوم هر امری به اعتدال در انجام آن بستگی دارد. امام باقر(ع) در این خصوص می فرماید:
اَحَبُّ الاَعْمالِ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجلَّ مَا داوَمَ عَلَیْهِ العَبْدُ وَ اِنْ قَلَّ؛ بهترین و محبوب ترین اعمال در نزد خداوند عزوجل عملی است که از سوی بنده تداوم یابد هر چند قلیل و اندک باشد.
10. محبت محوری
اساس تربیت دینی بر محور برانگیختن حبّ و علاقه ی انسان و ایجاد وابستگی و تعلّق خاطر در او شکل می گیرد. ایجاد و پرورش حس تعلّق، اشتیاق و عشق به خدا و درنتیجه به خَلق او و نفرت و انزجار از شیطان و مظاهر او وظیفه ی اصلی تربیت دینی محسوب می شود. آنچه در اصل محبت محوری مطرح می شود، میدان داری گرایش های قلبی و اولویت عشق ورزی و راز و رمزهای آن بر استدلال های بی طراوت عقلانی و افراط های بی روح عملی است. (گیسلر، ص25 و 30؛ جیمز، ص2524).
در بسیاری از آیات قرآن تبیین ارتباط انسان با خداوند یا بالعکس بر اساس دوستی و محبت، شکلی کاملاً متفاوت از روابط حاکم در دیگر گستره های ارتباطی به خود گرفته است. مفهومی که حکایت از عشق متقابل خلق و خدا می کند، همان مفهوم محبت و عشق ورزی است که بیانگر کیفیت ارتباط دوجانبه انسان و خداست:
قُلْ اِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ؛ بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد (آل عمران، آیه ی 30).
خداوند هنگام خطاب به رستگاران از واژه ی محبت و دوست داشتن استفاده می کند و از طرف دیگر نسبت به کسانی که در وادی سرکشی و عصیان گام نهاده اند از واژه ی برائت یا عدم محبت استفاده می کند.
11. نظارت مداری
یکی از روش های کارامد در امر تربیت، نظارت بر امور متربی است. نظارت دینی، نظارتی آگاهانه و هوشیارانه است که متربی می داند همواره رفتار و حرکات او تحت نظارت دقیق الهی است و در آینده باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد. چنین نظارتی می تواند تأثیر ویژه ای بر شخصیت و رفتار وی داشته باشد؛ بنابراین، اصل نظارت مداری در تربیت اسلامی به ما می گوید: جهان در منظر خداوند تبارک و تعالی است و او بر همه امور آگاه است.
بنابراین، کیفیت تأثیر نظارت بر رفتار و احوال انسان، مرهون میزان آگاهی و اعتقاد او نسبت به امر نظارت و چگونگی آن است. این امر مستلزم نوعی مراقبه و محاسبه و خودکنترلی است. علی(ع) می فرماید:
از مخالفت با فرمان های خدایی که در پیشگاه او حاضرید و زمام امور شما به دست اوست و حرکات و سکنات شما در دست قدرت اوست بترسید. اگر شما اعمالی را پنهانی انجام دهید او می داند و اگر آشکارا به جا آورید... نگهبانان بزرگواری را گماشته تا هیچ حقی ضایع نگردد و بیهوده ثبت نکنند. (نهج البلاغه، خطبه ی 183).
12. خوف و رجا
هرگز نمی توان حرکت های تربیتی را که منجر به اصلاح و تغییر رفتار در انسان می شوند بدون وجود انگیزه ای آشکار ترسیم کرد. تشویق و تنبیه، پاداش و جزا و بالاخره بهشت و جهنم در تعابیر دینی نمادی روشن و عاملی اساسی برای ایجاد انگیزش در انسان از رهگذر نوعی بیم و امید و ترس و عشق است. انسان با ترکیبی متعادل از بیم و امید حرکتی را آغاز می کند یا از آن دست می کشد. هیچ گامی در جهت اصلاح و تغییر وضعیت موجود، بدون گذر از میان این دو مقوله، در سطوح مختلف امکان پذیر نیست (قطب، ص182). خوف و رجا در تربیت دینی مکمل یکدیگرند و انسان را از یأس و غرور پیراسته و به تواضع و امید آراسته می سازند. روش ترغیب و ترهیب (سوق دادن و ترساندن) بر اساس همین نگرش به انسان است:
وَ بَشِّرِ الَّذینَ امَنوُا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ اَنَّ لَهُمْ جَناتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهَارُ؛ و به کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، مژده ده که ایشان را باغ هایی خواهد بود که از زیر درختان آن جویبار روان است (بقره، آیه ی 25).
اِنّا اَنْذَرْناکُمْ عَذابا قَرِیبا یَومَ یَنْظُرُ المَرْءُ مَاقَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرابا؛ ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم: روزی که آدمی آنچه را که با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد؛ و کافر می گوید،کاش من خاک بودم (نبأ، آیه ی 40).
13. مرگ اندیشی (فناپذیری دنیوی)
در اسلام، روحیه آرزوگرایی های بی حد و حصر و دست نایافتنی و محصور شدن در چارچوب طرح ها و نقشه های بی پایان و فراموشی خود در این میان سرچشمه ی بسیاری از خطاها وگناه های انسان است.
پیامبر(ص) فرمود: &laquo;حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلّ خَطِیئَةِ؛ علاقه به دنیا منشأ هر اشتباه و خطایی است&raquo; (بحارالانوار، ج70، ص239).
هشدارها و تأکیدات فراوان اسلام بر فناپذیری انسان در دنیا و پایان یافتن دوران زندگی، و انتقال از موقعیتی به موقعیت دیگر جزء مهمی از مجموعه ی پند و اندرزهای دینی است. این امر، در تفکر مربوط به تربیت اسلامی از جایگاه مهمی برخوردار است به نحوی که بر تعیین نوع حرکت تربیتی و جهت دهی به آن تأثیر انکارناپذیری دارد (شعراء، آیه ی 129؛ جمعه، آیه ی 8؛ غررالحکم، ج3، ص112 و ج5، ص295 و ج6، ص160 و نهج البلاغه، خطبه ی 188).
14. آرمان گرایی
&laquo;جهان ماهیت از اویی و به سوی اویی دارد. بر جهان یک نظام عالی هدایت، حاکمیت دارد&raquo;(مطهری، ص233). تربیت دینی بر اساس آرمانی مشخص و هدف غایی مذکور انجام می پذیرد و در چارچوب آن اقدامات مربوط به انتخاب هدفها و اتخاذ رویه های تربیتی صورت می پذیرد. بدین ترتیب، فردی که خود را در چنین محدوده ای قرار می دهد کاملاً متفاوت از فردی است که نسبت به چارچوب فوق التزامی ندارد. شاید بتوان مهم ترین دستاورد تربیتی این اصل، یعنی اندیشه ی جهانِ با هدف را، القای روح معناداری به انسان و ایجاد اعتماد و امید در او دانست (استیس؛ ص168).
15. آخرت اندیشی
جهت گیری زندگی بر مبنای آخرت گرایی تحولی اساسی در رفتار و سلوک انسان ایجاد می کند.تربیت دینی مسئولیت ویژه ای در باروری عقل دینی از رهگذر القای ذهنیت آخرت اندیش دارد، از این رو مفاهیم دینی مشحون از یادآوری سرای جاوید و ایجاد تنبه در انسان نسبت به آن است.
وَ اتَّقُوا یَوْمَا لاتَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئا وَ لایُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لایُؤخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ؛ و بترسید از روزی که هیچ کس عذاب خدا را از کسی دفع نمی کند، و نه از او شفاعتی پذیرفته، ونه به جای وی بدلی گرفته می شود، ونه یاری خواهد شد (بقره، آیه ی48).
منابع
قرآن کریم
نهج البلاغه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1373.
ابن فارسی،احمد. 1410 ق، معجم مقائیس اللغة، [بی جا] الدار الاسلامیة.
ابن منظور. 1408ق، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
استیس، والتر. 1377، دین و نگرش نوین، ترجمه احمدرضا جلیلی، تهران، انتشارات حکمت.
اعتمادی، میرزا آقا. 1376، اصول و فنون آموزش و پرورش، تهران، آوای نور.
باقری، خسرو. 1368، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش
جیمز، ویلیام. 1367، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، قم، دارالفکر.
درایتی، مصطفی، معجم الفاظ غررالحکم ودررالکلم، 1372، قم، مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیة.
زاهدی، مرتضی. 1375، فلسفه تربیت و فعالیتهای تربیتی، تهران، آوای نور.
شاتو، ژان. 1369، مربیان بزرگ، ترجمه غلامحسین شکوهی، تهران، دانشگاه تهران.
شریعتمداری، علی. 1367، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، تهران، امیرکبیر.
شکوهی، غلامحسین. 1367، تعلیم و تربیت و مراحل آن، مشهد، آستان قدس رضوی.
شکوهی، غلامحسین. 1368، مبانی واصول آموزش و پرورش.
الصطفوی، حسن. مقدمة حول کتاب المصباح الشریعة، 1379، تهران، مرکز نشر کتاب.
قطب، محمد. 1362، روش تربیتی اسلام، ترجمه جعفری، تهران. انجام کتاب.
کلینی، محمد بن یعقوب. 1413ق، کافی، بیروت، دارالاضواء.
گیلسر، نورمن. 1375، فلسفه دین، ترجمه حمیدرضا آیت اللهی، تهران، حکمت.
مایکل پترسون و دیگران. 1376، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو.
مجلسی، محمدباقر. 1413ق، بحارالانوار، بیروت، دارلاضواء.
مدلین، ویلیام. 1353، تاریخ آراء تربیتی غرب، ترجمه فریدون بازرگان دیلمقانی، تهران، دانشگاه تهران.
مطهری، مرتضی. 1371، مجموعه آثار، ج2، قم، صدرا.
هوشیار، محمدباقر. 1327، اصول آموزش و پرورش، تهران، دانشگاه تهران.
هیوم، رابرت. 1369، ادیان زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:52:08 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

